مطبوعات رکن چهارم دموکراسی است و این جایگاه کلاسیک این رکن است. مطبوعات آزاد و مستقل همواره یکی از مهمترین پایههای تحقق یک دموکراسی پایدار بهشمار میروند.
امروز همۀ جوامع به دنبال توسعه پایدار هستند و توسعه پایدار با گردش آزاد اطلاعات ملازمت اجتنابناپذیر دارد. به همین دلیل مطبوعات آزاد در این جوامع یک رکن اساسی محسوب میشوند؛ رکنی که بتواند با نقد و تحلیل شرایط جامعه را در جهت رشد و شکوفایی هدایت کنند.
روزنامهنگاران پیامآوران صلح، عدالت، آگاهی، گفتگو و عامل مهمی برای توسعه و امنیت در کشور هستند. ما به روزنامهنگاران شجاع، آگاه، بااخلاق و عاقل و رسانههای مستقل و منتقد نیازمندیم. روزنامهنگاران و رسانههایی که بتوانند با خِرَدستیزان مقابله کرده و رفتار آنها را نقد کنند. جهان کنونی بیش از هر زمانی به نقد احتیاج دارد؛ نقد در جهت اصلاح رفتارهای افراطی و دعوت به خردورزی و عقلانیت.
مسئولان ما باید بپذیرند که صداهای مختلف در کشور وجود دارند و نمیتوان وجود آنها را انکار کرد و قابل حذفشدن هم نیستند. مطبوعات باید در جهت شنیدهشدن همۀ عقاید تلاش نمایند. زمانی که مردم اثرات زندگی خود را در مطبوعات مشاهده نکنند از آنها رویگردان میشوند.
امروز بزرگترین رسالت روزنامهنگاران این است که در جهت رضایت مردم و شنیدن صدای مردم و دفاع از حقوق آنها حرکت کنند. نباید روزنامهنگاری را بهخاطر نوشتن حقایق و نقد عملکرد مسئولان مورد حبس و حصر قرار داد. جای روزنامهنگار در زندان نیست.
مسئولان حکومتی ما باید این حقیقت را درک کنند همانطور که جامعۀ بیسلاح در معرض تهدید است، جامعه با رسانه کماعتماد هم در معرض تهدید است. جامعهای که خبرهای اصلی خود را از خارج تامین کند ناامن است. امروز متاسفانه مرجعیت خبرهای حرفهای در معرض هجوم رسانههای غیرحرفهای است. ما به رسانههای مولد احتیاج داریم نه رسانههایی که نماد روابط عمومیها باشند. رسانههای ما باید محل صلح، گفتگو و مدارا باشند، نه محلی برای پرخاشگری و تولید نفرت.
هنر مطبوعات و روزنامهنگاران این است که در زمان مناسب زنگهای خطر را به صدا درآورده تا مسیرهای اشتباه موجود در جامعه اصلاح شوند. مسئولان ما نباید از رسانهها دوری کنند. ممکن است مطلبی را بنویسند که شما نپسندید، اما باید نقد را تحمل کنید. البته نقد و تحلیل مسائل با توهین و هتاکی به افراد تفاوت دارد که روزنامهنگاران به آن توجه دارند. اگر مسئولی نتواند نقد رسانهها را تحمل کند قطعا راه را اشتباه رفته و در این راه منافع کشور را به هدر داده است.
حکومت نباید با کوچکترین بهانهای مطبوعات را تعطیل و روزنامهنگاران را بیکار و زندانی کند. مطبوعات ما باید در بیان مطالبات به منافع ملی و فرصتهای تاریخی توجه کرده و به عنوان یک نهاد واسط میان حکومت و مردم مشکلات و چالشهای کشور و راهحلهای آنها را بیان کنند. رسانهها باید دولت را در خلق فرصتها و عبور ار تنگناهای کشور کمک نمایند.
مسئولان هم باید با توجه به قانون شفافیت و قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات که در سال ۸۸ تصویب شده، رسانهها را در بیان مطالب جامعه که جنبه محرمانه ندارند آزاد بگذارند. رسالت روزنامهنگاران همان رسالت پیامبران و امامان است؛ یعنی اجرای فریضه امربهمعروف و نهیازمنکر و این امر در قالب نقد حاکمان و زمامداران جامعه تحقق پیدا میکند.
امروز ایجاد امنیت شغلی و استقلال حرفهای از ارکان مهم تحقق روزنامهنگاری آزاد است. باید امنیت شغلی روزنامهنگاران را تامین کرد. همۀ ارکان حکومت اعم از قوای سهگانه و مسئولان امنیتی و انتظامی موظفاند امنیت شغلی روزنامهنگاران را فراهم کنند. باید خانههای مطبوعات را فعال کنیم تا از حقوق خبرنگاران بهخصوص در زمانی که بهخاطر مطالبات مورد حصر و حبس قرار میگیرند و نیاز به حمایت دارند دفاع کنند.
امروز کمیت و کیفیت وضعیت مطبوعات در هر کشوری بهعنوان مهمترین شاخص اندازهگیری میزان آزادی در جوامع و معیار سنجش مردمسالاری و محور توسعه انسانی بهشمار رفته و رتبهبندی کشورها در این رابطه بسیار معنادار است.
خلاصه آنکه روزنامهنگاران ما در جهت حاکمیت قانون، عدالت، آگاهی و توسعه حرکت کرده و امیدواریم مسئولان شرایط را برای حضور و مشارکت آنها در جامعه فراهم نمایند. امیدواریم مسئولان در سطح کشور با سعهصدر و با منطق و خرد شرایط آزادی را برای روزنامهنگاران زندانی که در دفاع از حقوق و منافع مردم و گسترش آگاهی آنها تلاش کردهاند فراهم کنند.
منبع: پایگاه خبری “اولکامیز” (با اندکی تلخیص و ویرایش)