مولانا عبدالغنی بدری در مراسم نماز جمعه اهلسنت زاهدان (21 مهر 1396)، آرامش و سکون را در «طاعت»، «بندگی» و «یاد الله» دانست.
به گزارش «سنیآنلاین»، امامجمعه موقت اهلسنت زاهدان سخنان خود را با تلاوت آیات «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ*فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ*وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» [الحجر: 97-99] آغاز کرد و گفت: هرکسی در دنیا میکوشد تا زندگی همراه با سکون، آرامش و بدون دغدغهای داشته باشد و برای رسیدن به این هدف، شب و روز تلاش میکند.
ایشان ادامه داد: الله تعالی در این آیه به بهترین بندهاش میفرماید، اگر بهخاطر مشکلات «دلتنگی»، «پریشانی» و «دغدغه» داری، راه مبارزه این نیست که جلوی حوادث گرفته شوند، بلکه شب و روز «تسبیح»، «تحمید» و «سجده» پروردگارت را انجام بده تا به آرامش برسی.
مولانا عبدالغنی آرامش و سکون را در «طاعت»، «بندگی» و «یاد الله» دانست و اضافه کرد: انسان وقتی به این جایگاه برسد هیچچیزی او را در دنیا آزار نمیدهد.
استاد تفسیر دارالعلوم زاهدان خاطرنشان کرد: بعضی از الله «پول»، «سلامتی»، «فرزند»، «پست و مقام» میخواهند.
اما در دنیا بندگانی هستند فقط خدا را جستوجومیکنند و میخواهند متعلق پروردگار باشند چون میدانند وقتی به این جایگاه برسند همهچیز در اختیار آنها قرار میگیرد.
ایشان اضافه کرد: روزی هارونالرشید به درباریان و نزدیکان خود گفت، هر چیزی از من بخواهید به شما میدهم. هرکسی خواستهاش را مطرح کرد. یکی گفت به من ده هزار درهم بدهید و دیگری گفت فلان پست و مقام را به من واگذار کنید. هارونالرشید به هریکی همان چیزی را که میخواست، عطا کرد. سپس از کنیزکی که بادبزن را میگرداند پرسید تو چیزی نمیخواهی؟ کنیز گفت: من پیش درباریان خواستهام را مطرح نمیکنم. هارونالرشید فرمان داد که همه از مجلسش بیرون بروند. سپس گفت: چه میخواهی؟ کنیز گفت: هرچه بخواهم به من میدهید. هارون گفت: بله کنیزک دست بر شانه هارون زد و گفت: من تو را میخواهم چون وقتی تو مال من باشی آن ده هزار درهم، پستها و وزارتها همه در اختیار من قرار میگیرند.
مولانا بدری پناه به «الله» را تنها راه آرامش و نجات دانست و ادامه داد: روزی افلاطون از سیدنا موسی علیهالسلام سؤالی کرد: ای موسی! اگر ما تصور کنیم که آسمان کمانی است و پشتش یک کمانداری قرار دارد و میخواهد بهسوی اهل زمین تیر پرتاب کند آنها برای نجات خود کجا بروند، ازنظر عقلی راه فراری نیست. موسی علیهالسلام گفت، در کنار کماندار قرار بگیرند.
ایشان در ادامه گفت: عاشقان واقعی «الله» کسانی هستند که «معرفت» دارند، «حقایق» را میدانند، «مسیر» را درست میروند و «علم الهی» به آنها دادهشده است.
مولانا محمدیوسف رحمهالله شخصیتی متمایز، برجسته و محبوب بود
مسئول معاونت آموزشی دارالعلوم زاهدان، در بخش پایانی سخنانش با اشاره به درگذشت شیخالحدیث مولانا محمدیوسف حسینپور، ایشان را یکی از بندگان «مخلص»، «متواضع» و «خاص» الله تعالی دانست و گفت: خداوند به این بندهاش ویژگیهای خاصی داده بود. بنده با خودم فکر کردم چه ویژگی بود که این انسان را اینقدر «متمایز»، «برجسته» و «محبوب» قرارداد به یاد آوردم که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم حامل دو پیام بودند: 1. بُعِثتُ معلما/ حامل علم و دانش بودند، 2. بُعثتُ لأتمم مکارم الأخلاق/ دارای مکارم و زیباییهای اخلاق بودند.
وی ادامه داد: مولانا محمدیوسف رحمهالله، هم معلم بود، هم از اخلاقی که «قرآن» و «حدیث» راهنمایی میکنند، برخوردار بود.