چند هفته است مولانا عبدالحمید در نماز جمعههای زاهدان به دولت و حکومت انذار میدهد؛ اهلسنت را نادیده نگیرید.
او از عدم دعوت خود به مراسم تحلیف دلخور بود؛ نه به خاطر شخص خودش چرا که دعوت او میتوانست نمادین باشد. اما این همهی داستان نیست. مولوی عبدالحمید هر هفته انتقاداتش نسبت به بیتوجهی به اهلسنت تکرار میشود؛ البته با زبانی خیرخواهانه و مدنی. حرف کلی او در این چند هفته این است: اولویت ما “ایران” است، باید نگاه مذهبی را کنار گذاشت و ملی فکر کرد و ملی اندیشید و رفتار کرد.
او عدم بهکارگیری اهلسنت در مدیریت کشو را ناشی از نگاه تند مذهبی میداند؛ پس لزوم توسعه ایران را کنار گذاشتن این نگاه و احترام به حقوق بنیادین اهلسنت میداند. عبدالحمید معترض است به اینکه چرا اهلسنت نمیتوانند در مناصب عالی ارتش، قوه قضاییه و دولت مسئولیت بگیرند؟ چرا نمیتوانند با مشارکت خود به کشورشان خدمت کنند؟ حرف امامجمعه اهلسنت زاهدان واضح است. طبق قانون اساسی شهروندان ایرانی از حقوق بنیادین برابری برخودار هستند و تعلّق به مذهب نمیتواند آنها را از مدیریت کشور محروم کند.
در اینکه حساسیّت نسبت به بکارگیری اهلسنت در مناصب عالی کشور وجود دارد شکی نیست، اما بهتر است مسئولان نظام این سخن عبدالحمید را جدی بگیرند به خصوص در منطقهای که شعله افراطگرایی سوزانی دارد: «اهلسنت را با خود همراه کنید و اجازه ندهید اهلسنت ناامید شوند تا با امید و انگیزه بیشتر به کشور خدمت کنند، زیرا ناامیدی زیانآور است و باعث سرخوردگی و ایجاد فاصله میشود.»
کنارهگیری اهلسنت از فرآیند سیاسی اجتماعی کشور میتواند بخش عمدهای از آنها را منفعل کند و حس ملی گراییشان را تقلیل دهد، اما خطرناکتر اینکه درصدی و لو کوچک از آنها را جذب گروههای تروریستی کند. مسئولان جمهوری اسلامی باید بدانند شاید توسعه و ساختن جایی سالها با خون جگر محقق شود، اما تخریب و ویرانی و ناامنی تنها با گروههای کوچک و مسلح و آموزشدیده میسر است.
“تحقیر” و “نادیده گرفتن” بغضآفرین است. محدودیت علیه اهلسنت کمک به افراطگرایان است و در مقام ضربه به منافع ملی است. حامیان این دیدگاه برای تروریستها یارگیری میکنند. باید به سمتی حرکت کنیم که همه حس کنند شهروند ایرانند. قبل از شیعه بودن، سنی بودن یا هر مذهب و کیش دیگری خود را «ایرانی» بدانند؛ جزءهایی از یک کُلِّ بههمپیوسته که تنوّع در آداب زندگیشان فرصتی برای توسعه کشورشان باشد. برای رسیدن به این نقطه ایدهآل رفتار با اهلسنت باید عادی باشد. به گروههای میانهرو میدان داه شود تا افراطگرایان منزوی شوند. اخباری که از تعداد زندانیان وابسته به گروههای تندرو منتشر میشود نگرانکننده نیست؟ حتما باید چند عملیات تروریستی دیگر در ایران سازماندهی شود تا این بحث باز شود؟
در فرانسه در مورد جذب جوانان مسلمان به سمت گروههای تندرو ترویستی تحقیقات زیادی صورت گرفته است. بخش عمدهای از این تحقیقات تاکید میکنند ”ندیدهشدن””احساس تبعیض و شهروند درجه دو بودن” عامل مهمی در جذب جوانانی است که اسلام را به عنوان هویّتی برای دیدهشدن اختیار کردهاند.
هنوز هم برای شنیدن صحبتهای عبدالحمید که وفاداری خود را به کشورش اثبات رسانده، دیر نیست. اهلسنت باید در رسانهها دیده شوند، به عنوان شهروندان ایرانی باید در مناصب عالی حضور داشته باشند؛ چون حقّشان هست. آنها باید جذب جامعه شوند؛ نهتنها اهلسنّت، همه پیروان مذاهب دیگر. باید همه قبل از مذهبیبودن یا تعلق به هر ایدئولوژی دیگری، یاد بگیریم ایرانی هستیم. برای این مهم حکومت باید پیشقدم شود و ثابت کند ایران برای همه ایرانیان است؛ کلید توسعه ایران در این باور است.
?منبع: سحام نیوز