این روزها تحولات کرانه باختری در حال افزایش است. اما سوال اینجاست که آیا این تحولات را میتوان جزو علایم ابتدایی انتفاضه و قیام جدید در فلسطین دانست. نامگذاری جنبش جدید مردم فلسطین به “انتفاضه سوم” چقدر واقعبینانه است؟
در انتظار جرقه
در مدل قیام سنتی، معمولا چند اتفاق جرقهی سلسلهای از حوادث را بهوجود میآورند که منجر به شورش تمامعیار میگردد. این نوع قیام به آسانی قابل پیشبینی بوده و رایجترین نوع انقلاب بهشمار میرود. همانطور که کشیدن ماشه اسلحه اغلب رویداد تکان دهنده ای است که توده ها را تحریک کرده و همه را خشمگین می کند.
در فلسطین، اشغال این کشور توسط اسرائیل بر جامعهی فلسطینی فشار زیادی تحمیل می کند و هر اتفاق تحریکآمیزی- درست مانند کشیدن ماشه اسلحه- میتواند برای انفجار کافی باشد. افراطیون تندروی یهودی هر از چندگاهی بر بیتالمقدس حمله کرده و بر مردم فشار میآورند. این درحالیست که مقامات مناطق اشغالی همواره مراقباند تا از هر گونه اتفاقی که جنبش و قیامی را در منطقه بهوجود بیاورد، جلوگیری کنند.
چنین محدودیتی از سوی گروههای افراطی اسرائیلی که به شکل گستردهای مورد حمایت اسرائیل هستند، علیه مردم فلسطین قابل اجرا نیست. آنها دست به هر گونه اعمال خشونتآمیزی با برچسب “تروریستی” میزنند که هر کدام از آنها بهتنهایی پتانسیل روشن کردن جرقه قیام غیرمترقبه را دارند. البته عوامل بالقوهی دیگری نیز از قبیل مساله زندانیان، پستهای بازرسی و حوادث داخل خود اسرائیل نیز در ایجاد یک انقلاب تاثیر بسزایی دارند. انقلابها میتوانند در جاهایی رخ دههند که کمترین انتظار میرود.
اما سوال اساسی و مهم ایجاد میشود که اگر جامعهای به نقطهنظری رسیده باشد که برای برچیدن ظلم و سرکوب نیاز مبرم به انقلاب داشته باشد، آیا در چنین برههای باید منتظر حادثه تحریکآمیزی بود که منجر به قیام شود؟
شکل انتفاضهی جدید در فلسطین
این عادلانه نیست که از فلسطینیهای کرانه باختری و بیتالمقدس بخواهیم تا بالفور در وضعیت پیچیده موجود در این مناطق تغییر ایجاد کنند. برداشتن یک گام به موقع، یک استراتژی معقول به شمار میرود، لذا برای مبارزه با اشغال، گسترش تدریجی برنامه، گزینهای واقعگرایانه و کاربردی است. به این ترتیب، ممکن است انتفاضه از درون یک اقدام جمعی با دستورالعملی کوتاه و در قالب افزایش تدریجی شکل گیرد. در این زمینه میتوان افزایش فشار علیه منافع اسرائیل در کرانه باختری، گسترش شهرکسازی و وضع شروط تشکیلات خودگردان فلسطین برای اسرائیل اشغالگر در زمینه شبکههای ارتباطی، اقتصادی و تجاری به منظور همکاری امنیتی و اطلاعاتی با اسرائیل به عنوان عوامل افزایش احتمال قیام و انتفاضه نام برد. بالاخص، مورد آخر این پتانسیل را دارد که جهت اعمال فشار بر اسرائیل به ابزار انفجار آشفتگی تبدیل شود.
خشم توده مردم ابزار دیگریست که میتواند سبب قیامی شود که با هر انتفاضهای متفاوت باشد. ازآنجاییکه این قیام از واقعیتها نشأت میگیرد اگر در اجرای برنامهها و تحقق اهدافش با نظر تودهها توأم باشد، حتما موجب تغییر خواهد شد.
تمرد و قانونشکنیهای مدنی نیز میتوانند برای اجازه مردم جهت ابراز خشم و نفرتشان شیوهای عملی، مثبت و امن باشند. این امر میتواند اقداماتی از قبیل تظاهرات خیابانی، مسدود کردن جادههای اصلی و چهارراهها، یا راهپیمایی دستهجمعی و هماهنگ در شهر مختلف را شامل شود.
انگیزههای انقلاب عمومی
برای خیزش مردمی و عمومی انگیزههای مختلفی وجود دارد. قبل از هر چیز شهادت هموطنان و مراسم خاکسپاری آنها برای دمیدن روح شهامت و شجاعت بهترین فرصت را فراهم میکند. همچنین همبستگی جهانی با تشکیلات خودگردان فلسطین، بهعنوان تشکیلاتی که رفتاری سازشگونه و مدارایی با اسرائیل دارد نیز میتواند از عوامل ایجاد انگیزه باشد.
جغرافیای انتفاضه
خیزشهای متناوب و پیدرپی در کرانه باختری و بیتالمقدس در ماههای اخیر نشان میدهد که واکنش به فراخوانهای انتفاضه متفاوت و متغیر بوده است. انتفاضه جدید ممکن است در برخی نقاط به انفجار تبدیل شود، ولی نه در همهی نقاط. همچنین امکان دارد قبل از رشد و گسترش تدریجی در برخی از مناطق متمرکز شود. این بدین معناست که احتمال دارد ما لزوما شاهد یک انتفاضۀ سنتی در مناطق پرجمعیت کرانه باختری نباشیم. بلکه احتمال بسیار زیادی وجود دارد که اینبار بیتاالمقدس محور و مرکز انتفاضه جدید باشد؛ فشار اسرائیل بر بیتالمقدس، نقض حرمت اماکن مقدسه، عملیات تروریستی و شکنجه مردم توسط جنایتکاران شهرکنشین اسرائیلی و مجال ارتباط مستقیم بیتالمقدس با اشغال همه باهم و در کنار هم این احتمال قوی را ایجاد میکنند. علاوه بر این بیتالمقدس تا حدودی از حیطه قدرت تشکیلات خودگردان فلسطینی و نهادهای امنیتی که متعهد به همکاری با اسرائیلیها هستند، خارج است.
درگیری مداوم فلسطینیان کرانه باختری با شهرکنشینان تندروی در این شهر و از سوی دیگر اقدامات تلافیجویانه مقامات اشغالی و شهرکنشینان را نیز نمیتوان در بروز انقلاب و انتفاضه جدید نادیده گرفت. نکته دیگر اینکه نگاه جهانیان بیشتر متوجه فلسطینیان ساکن سرزمینهای اشغالی 1948م. میباشد، زیرا آنها تجربه استقامت در شرایط ویژه و اضطراری را دارند و بیش از سایر فلسطینیان از دولت اسرائیلی که به وعدههای خود مبنی بر مشارکت عربها در پارلمان و دیگر نهادهای دولتی عمل نکرده ، متنفر و خشمگین هستند. فلسطینیهای ساکن سرزمینهای اشغالی 1948م. تعامل زیادی با بیتالمقدس داشته و حضورشان در مسجدالاقصی نیز پیوسته و چشمگیر است.
مراکز انتفاضه جدید
میتوان گفت در کرانه باختری بذر اقدامات جمعی در میان دانشکدهها و دانشگاهها کاشته شده است؛ دانشآموزان جهت تشدید فشار بر اشغالگران با استفاده از رسانههای اجتماعی از بیشترین توانایی بهرهمند هستند. بههرحال آنها نیز با تجزیه و چندپارگی سرزمین فلسطین و تعطیلیهای اعمال شده توسط مقامات اسرائیلی در تنگنا و محدودیت قرار گرفتهاند. البته دانشآموزان و دانشجویان فلسطینی باید سعی کنند تا فراخوانهای انتفاضه به جهان فقط در شبکههای اجتماعی محدود نماند.
اردوگاههای پناهندگان فلسطینی از وضعیت کلی در کرانه باختری مستثنی نبوده و در امن نیستند. لذا این اردوگاهها نیز این پتانسیل را دارند تا به منبع انتفاضه بعدی و جدید تبدیل شوند، زیرا پناهندگان نیز ارتباط مستقیم و مستمری با نیروهای اشغالگر اسرائیل داشته و علیرغم اینکه بیش از دیگران در بحرانهای اجتماعی و اقتصادی در معرض خطر قرار دارند، اما کمترین بهره را از خدمات مقامات فلسطینی میبرند.
بر مبنای نظرسنجی های محلی به نظر می رسد که افکار عمومی فلسطینی ها هنوز با مقاومت موافق وهمسو هستند. بنابراین مجالهایی وجود دارد که انتفاضه تضمین کند که همه ی جناحها را متحد خواهد کرد .
خیزش مردمی و همگانی علیه رژیم اشغالگر اسرائیل
حال این سوال مطرح است که آیا انتفاضه جدید در قالب قیام مسلحانه خواهد بود؟ یا یک اقدام ساده از سوی مقاومت حماس؟ و یا اقداماتی که نماد مخالفت همگانی مردم با اشغالگری باشد؟
ابتدا باید به این نکته اذعان کرد که فلسطینیهای کرانه باختری راهحلهایی سازمانیافته، جامع و یکپارچه یا برنامهای موثر جهت پیگیری از طریق انتفاضه ندارند. به عبارت دیگر با وجود شعارهای فراوان، اما هیچ نوع انگیزهای از سوی مقامات فلسطینی یا هر یک از احزاب سیاسی – که اراده سیاسی دارند- برای عملیکردن آنها وجود ندارد؛ نه نقشه و طرح خاصی وجود دارد که مردم آن را دنبال و پیگری کنند، و نه هم لیستی از خواستهها اعلام شده است که انتفاضهای آن را به تصویب برساند. اما با وجود این بنابر نبود جایگزینهایی مناسب جهت مبارزه با وضع موجود در فلسطین اشغالی، انتفاضه تنها گزینه و بهعنوان محتملترین راه حل برای فلسطینیهاست. انتفاضه باید بر تعدادی از موانع فائق آید، اما- وقتی آن زمان فرا برسد- ممکن است با هر انتفاضه قبل از خود متفاوت باشد.
بهقلم: حسام شاکر
ترجمه: عبدالله سارانی