بسیاری از مردم سوریه و حتی مردم جهان، پس از تصویب خلع سلاح شیمیایی نظام سوریه، گمان نمی کردند که نظام بشار اسد برای قتل عام مخالفانش دست به ابتکاری وحشیانه بزند. اما مردم جهان به وضوح دیدند که حکومت سوریه از روشی جدید و در عین حال وحشیانه و بزدلانه برای سرکوب مردم “حلب”- پایتخت اقتصادی سوریه- استفاده کرد؛ “بشکه های انفجاری”، که مردم سوریه از آنها با عنوان «بشکه های مرگ» یاد می کنند.
آری، نظام سوریه و هواپیماهای بشار اسد طی 10 روز متوالی این بشکه های انفجاری (بشکه های مرگ) را بر روی زنان، مردان و کودکان معصوم و بیگناه شهر حلب ریختند تا کودکان این شهر را از داشتن حق زندگی محروم نمایند.
بمباران شهر حلب با “بشکه های انفجاری” موجب کشته شدن بیش از 500 غیرنظامی شده است، این رقم در حالی اعلام شده است که با توجه به موج عظیم زخمیهای بر جای مانده از “ابتکار وحشیانه” نظام سوریه، آمار کشته ها هر لحظه در حال افزایش است. البته باید تعداد نامعلوم اجساد زیر آواری که مردم قادر به نجات و بیرون کشیدن آنها نیستند را به این آمار افزود.
خبرنگار یکی از رسانه های عربزبان از محله “السکری” در حلب، که بیشترین بهره را از “بشکه های مرگ” بشاراسد برده است، گزارشی تهیه کرده که خواندنی و در عین حال بسیار تأسف برانگیز بوده و صاحبان فطرتهای سالم و وجدانهای بیدار و انسانی را متأثر و غمگین می نماید.
در این گزارش آمده است: «آنچه در محله السکری مشاهده می شود بیشتر به صحنه طوفانی سهمگین می ماند که شهر را به کلی ویران کرده است؛ اجساد متلاشی شده کودکان و زنان در کوچه و خیابان و بر روی آوار منازل محله های “السکری”، “الانصاری”، “المروجة” و سایر محله های شهر حلب به چشم می خورد.»
“س.م”، یکی از ساکنان محله السکری می گوید: «هیچ جسدی را به صورت کامل دفن نکرده ایم، زیرا بشکه هایی که بالای سر ما و فرزندانمان پایین آمده اند، چیزی از اجساد باقی نگذاشته اند تا بتوانیم آنها را دفن کنیم. ما برخی از اجزای یک جسد را جمع آوری کرده و آنها را در کنار یکدیگر قرار می دهیم.» وی در ادامه می افزاید: «اجسادی که موفق به دفن آنها می شویم در مقایسه با اجساد کشته های واقعی، به مراتب کمتر است، زیرا ما هنوز تعداد مفقودین را حساب نکرده ایم که بشکه ای دیگر بر سر ما فرود آمده و هر آنچه که شمارش نموده ایم را از یاد می بریم.»
“محمد.س” نیز گوشه ای از عمق این فاجعه و جنایت را به تصویر می کشد و می گوید: «وقتی یک هواپیما، بشکه ای را در یک منطقه یا محله مسکونی می اندازد، ابتدا مردم از آن محل فرار می کنند، اما دوباره به منظور جمع آوری اجساد و یا نجات افراد زنده زیر آوار به محل برمی گردند، در این موقع هواپیماهای نظام سوریه دومین بشکه انفجاری خود را در مکان تجمع مردم می اندازند تا از این طریق بر تعداد قربانیان بیفزایند و تا اینکه جنازه فردی که زنده بود و برای نجات فرد مصدوم رفته بود، در کنار هم قرار گیرند.»
محمد در حالی که بغض سنگینی گلویش را گرفته است می افزاید: «شدت فاجعه و جنایت در حدی است که توصیف ددمنشی آن از توان هیچ فردی، حتی شاهدان عینی، خارج است.»
برخی از سایتها و خبرگزاریها اقدام به پخش و انتشار ویدئوهایی از قتل عام شهر حلب نموده اند که بیانگر قساوت و سنگدلی عاملان این جنایت غیرانسانی می باشد. یکی از این خبرگزاریها ویدئوی کودکی را منتشر نموده که در انتظار بیرون کشیدن خواهرش از زیر آوار است.
در تصاویر و فیلمهایی که از شهر حلب منتشر شده است پدرانی را می بینید که جنازه کودکانشان را در آغوش گرفته اند، بعضی از آنها جنازه کودکان دیگران را در دست دارند. مردم مظلوم حلب در حالی که ترس و وحشت و خشم تمام وجودشان را فرا گرفته است، جهانیانِ با وجدان و بی وجدان را مخاطب قرار داده و فریاد می زنند: «إننا نباد في حلب»؛ (ما در حلب قتل عام شدیم.)
خلاصه اینکه “بشکه های انفجاری (بشکه های مرگ) نظام سوریه هیچ بارقه ای از زندگی را در حلب باقی نگذاشته است. یکی از مردم سوریه، در نهایت درد و رنج، بر روی صفحه فیسبوک خودش می نویسد: «أيها الحلبيون اكتبوا ذكرياتكم عن حلب فإنها تختفي» (ای مردم حلب، خاطرات خودتان را از حلب بنویسید، زیرا آنها نیز در زیر آوار پنهان خواهند شد.»
مشاهده این صحنه ها و جنایات وحشیانه که در آنها کودکان و زنان بیگناه قتل عام می شوند، فقط یک سؤال را در اذهان به وجود می اورد و آن اینکه؛ بشاراسد و نظام سوریه، از این جنایات و ددمنشیها چه اهدافی را دنبال می کند؟؟!!











ترجمه: سنی آنلاین