- سنی آنلاین - https://sunnionline.us/farsi -

متدین کامل در هر لحظه تسلیم فرمان خداست

 مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه های این هفته نماز جمعه اهل سنت زاهدان، با تلاوت آیه «ومن أحسن دینا ممن أسلم وجهه لله و هو محسن واتبع ملة ابراهیم حنیفا و اتخذالله ابراهیم خلیلا» به بیان جایگاه دین و دین‏داری پرداخت و گفت: یکی از مهمترین نعمتها که قطعا و یقینا هیچ نعمتی با آن برابر نیست، نعمن دین و دین‏داری است. سلسله دین و دین‏داری از اول خلقت انسان و بلکه قبل از خلقت انسان، زمانی که جن ها بودند مطرح بود، اما هنگامی که خداوند حضرت آدم علیه الصلاة و السلام را آفرید چون وی صاحب وحی و پیامبر خدا بود، لذا او اولین کسی بود که دین را تشریح می کرد و به دین دعوت می داد و به دین عمل می کرد. از اول تشریف آوری انسان بر عرصه وجود مسئله دین مطرح بوده است.

وی افزود: در تمام تمدن ها و بین تمام ملتها، دین یک کلمه محبوبی است. از اسلام خیلی ها هراس دارند چون اسلام آخرین دین خداوند عزوجل است، ولی از کلمه دین هیچ ملتی هراس ندارد؛ همه با کلمه دین مانوس اند و دین را دوست دارند و همه برای دین تبلیغ می کنند. بخش بزرگی از ملتها که خود را با دین آشنا می دانند، دین‏داری را چیز خوبی می دانند.
ایشان اظهار داشت: دینداری به معنای تقید و پایبندی به آنچه که مرضی و پسندیده خداوند است می باشد. دین ضامن پیروزی ما در دنیا و آخرت است. تنها چیزی که انسان را در دنیا و آخرت به پیروزی و سعادت می رساند، دین است. دین داری و متدین بودن چیزی بسیار محبوب و پسندیده است. همه اولیا، انبیا، خاصان و مقربان پروردگار به وسیله دین داری به خدا رسیدند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه به تشریح آیه «و من احسن دینا ممن اسلم وجهه لله» پرداخت و گفت: خداوند در همین آیه و در آیات دیگری به اختصار در رابطه با دینداری ارشاداتی را بیان داشته است. «و من احسن دینا»؛ چه کسی از لحاظ دین زیباتر و بهتر است، پایه دین این انسان بسیار مضبوط و محکم است و هیچ کس به اندازه این متدین که الله تعالی از او تعریف می کند، متدین نیست، دین این انسان از همه زیباتر و پایه دینی اش از همه قوی تر و دینش مرضی عندالله است. و این انسان کدام انسان است؟ در ادامه خداوند این انسان را معرفی می کند: «ممن اسلم وجهه لله»؛ این انسان کسی است که چهره اش را در مقابل پروردگار تسلیم می کند و او در مقابل خداوند تسلیم است؛ غرور، تکبر، تمرد، سرکشی و نافرمانی ندارد. او تسلیم پروردگار است و هرگز دستور خدا را سنگین و مشکل نمی داند. اگر خدا دستور می دهد به ذات یگانه خدا ایمان بیاورید و وحدانیت، عظمت و بزرگی خداوند را در دل‏هایتان جای دهید، این انسان متدین که تسلیم دستورات خداوند است هرگز نمی گوید اگر به خدا ایمان بیاورم پس بت های من چه می شود؟ روش آبا و اجداد من چه می شود؟ برای فرد دین دار این مسایل هرگز مطرح نیست. برای او خدا، ایمان و اعتقاد صحیح و درست که مورد پسند خداوند است مطرح است. آنچه که قرآن و سنت فرموده است، مطرح است.
وی افزود: هیچ چیزی در راستای عمل به دستورات خداوند مانع فرد متدین نیست. اگر خداوند می فرماید پنج وقت نماز بخوانید و نماز صبح را ادا کنید، فرد متدین فورا و بدون درنگ فرمانبرداری می کند. اگر دستور داده شود که نصف شب بلند شو و نماز بخوان؛ نماز صبح را بخوان؛ قربانی بده و فداکاری کن؛ مغازه ات را ببند و مزرعه ات را ترک کن و به سوی الله متوجه شو، فرد متدین برای اجرای این امور آماده است و افتخار خود می داند. برای او نه اولاد، نه مال، نه جاه و نه منافع مادی و دنیوی مطرح است، بلکه برای او رضامندی خداوند و تسلیم شدن در برابر پروردگار مطرح است. این انسان متدین بدون اینکه دلیل عقلی بخواهد و بدون اینکه فلسفه نماز را بداند بلافاصله بر آن عمل می کند و پنج وقت نماز می خواند.
مولانا عبدالحمید در ادامه با ذکر داستان حضرت ابراهیم به عنوان کاملترین انسان متدین و تسلیم در برابر دستورات خداوند خاطر نشان کرد: هنگامی که خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام دستور داد که فرزندان خود را به ریگستان مکه ببر و در فلان جا بگذار، آنجایی که خانه من است، حضرت ابراهیم بدون اینکه بپرسد حکمت و فلسفه چیست؟ چرا فرزندانم را آنجا ببرم؟ فرمان خدا را اجرا کرد، و فرزندانش را به ریگستان مکه برد و در آنجای مخصوص زیر درخت، بدون امکانات و اسباب و وسایل ظاهری و مادی گذاشت. الله تعالی به حضرت ابراهیم دستور داد که هاجره و اسماعیل را آنجا تنها بگذارد و به شام برگردد. نه حکمت را می دانست و نه سوال کرد که حکمت چیست؟ ابراهیم حکم خدا را اجرا کرد. وقتی حضرت ابراهیم برمی‏گشت، حضرت هاجره متوجه شد که ابراهیم به شام می رود، گفت ای ابراهیم ما را برای چه اینجا می گذاری؟ سه مرتبه این سوال را تکرار کرد؛ بار سوم گفت: شاید به دستور خدا ما را اینجا می گذاری؟ ابراهیم سر را تکان داد. آنگاه هاجره گفت: «فاذا لا یضیعنا ربنا»؛ پروردگار، ما را ضایع نمی گرداند. وقتی امر، امر الهی است اگر زیر دستور خدا نابود و هلاک بشویم، همانا این نابودی حیات، نجات و پیروزی ماست.
وی افزود: هنگامی که خداوند به ابراهیم دستور داد فرزندت اسماعیل را به منا ببر و برای من قربانی کن، حضرت ابراهیم نگفت پرودگارا! این تنها فرزند من است و من فرزند دیگری ندارم و سن من بالا است. ابراهیم از حکمت نپرسید و فلسفه‏بافی هم نکرد بلکه تسلیم امر خدا شد. کارد را برداشت و برای اینکه بتواند به نحو بهتر دستور خدا را اجرا کند با اسماعیل مشورت کرد و اسماعیل نیز نگفت پدر برای چه مرا می کشی؟ کشتن من چه نفعی برای خدا دارد؟ بلکه گفت: «یا أبت افعل ما تؤمر» ای پدرجان! انجام بده آنچه که خدا به تو دستور داده است؛ و دستور خدا نباید بشکند و نباید در اجرای حکم الهی تاخیری انجام بگیرد. ابراهیم و اسماعیل راهی منی شدند تا دستور خدا را بدون تاخیر و بدون کوچکترین سستی و کوتاهی انجام بدهند. هیچ تزلزلی را به خود راه ندادند و دستور خدا را انجام دادند.
وی ادامه داد: هنگامی که خداوند به حضرت ابراهیم دستور داد خانه کعبه را بنا کند، ابراهیم بدون چون و چرا شروع به کار کرد. اسماعیل سنگ می داد و ابراهیم بنا می کرد. آنها نگفتند هزینه از کجا خواهد آمد؟ چه کسی هزینه را خواهد داد؟ چه کسی با ما کمک خواهد کرد؟ بلکه آنها هنگام بنای خانه کعبه، این دعا را نیز می خواندند «ربنا و جعلنا مسلمین لک»؛ پروردگارا! ما را مسلمان بگردان که ما در برابر دستورات و فرامین تو تسلیم باشیم.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: زیباترین دین مال کسی است که در مقابل دستورات خدا تسلیم است و از خدا فرمان می برد. او از حکمت و فلسفه سوال نمی کند، بلکه اول دستور خدا را اجرا می کند و بعد دانستن حکمت هم چیز بخوبی است، اما باید انسانها بدانند که همه دستورات خداوند با حکمت اند و از جانب خدای حکیم هستند. اگر بنده حکمت را متوجه نشوم و یا شما متوجه نشوید مطمئن باشید که دیگران متوجه می شوند. همه چیز را نه بنده می دانم و نه استاد دانشگاه، نه استاد حوزه، نه پروفسور و نه کارشناس می داند. عقل ما محدود است در هر صورت ما باید تسلیم شویم و دستور الله اجرا شود، چه حکمت را بدانیم یا ندانیم.
مولانا عبدالحمید در ادامه اظهار داشت: ماه شعبان و رمضان ایام زکات اند. زکات مال خود را دقیق پرداخت کنید. نگوییم که اگر زکات بدهیم مال ما کم می شود. بدانید که پرداخت زکات و صدقات و خیرات مال را بیشتر می کند و برکت در مال می آورد. رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در حدیثی سوگند یاد کردند که زکات و خیرات مال شما را اضافه می کند، مال شما را کم نمی کند و در آیات دیگری نیز آمده است: «و ما أنفقتم من شیء فهو یخلفه» آنچه که شما در راه الله خرج می کنید، الله عوض آن را به شما می دهد. «من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه اضعافا کثیرة…» الله اضعاف کثیره می دهد. در راه الله بدهید تا الله به شما بدهد. خداوند مال بخیل و ممسک را تلف می کند، اما مال سخی تلف نمی شود. کسی که در راه خدا خرج می کند او در حقیقت به اخلاق و روش خدا تأسی جسته است؛ «تخلقوا باخلاق الله». دست خدا دهنده است، دست شما هم دهنده باشد. یتیمها، بیوه ها، فقرا و مستمندان و زندانی ها و خانواده های آنان را دریابید. معلولان، مریضان و کسانی را که در بیمارستان‏ها بستری اند و هزینه درمان را ندارند، دریابید. رضایت خدا ازهمین کانال به من و شما می رسد. مساجد و مدارس دینی را در این ایام دریابید. در مسائل زکات دقت کنید و سهل انگاری نکنید، زیرا نقصان و ضرر می کنید. کسی که مال بدهد، ضرر نمی کند، بلکه کسی که در راه خدا خرج نکند ضرر می کند؛ لذا فرد متدین در برابر خدا تسلیم است و مالش را در راه الله تعالی خرج می کند؛ زکات و خیرات می دهد؛ اگر ببیند جایی مشکلی موجود است نمی گوید که من زکات داده ام، بلکه امداد و کمک می کند.
وی افزود: مال برای دادن و خرج کردن زیباست نه برای نگهداری و پس انداز. این خلاف دین داری است که مردم گرسنگی بکشند و در تنگنا قرار بگیرند، راه خدا و دین خدا مشکل داشته باشد و ما پول را پس انداز کنیم. بله مقداری از پول را برای خود نگهدارید و در حد اعتدال و میانه روی برای خود خرج کنید و اضافه را در راه الله بدهید. «و یسئلونک ماذا ینفقون قل العفو»؛ سوال می کنند از شما (پیامبر) که چه چیزی را در راه خدا بدهند، بگو آنچه را که از نیاز شما اضافه است در راه خدا بدهید.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه خاطر نشان کرد: فرد متدین از دستور خدا سرپیچی نمی کند. اگر خدا بگوید روزه بگیر، او بهانه و حیله نمی کند که من فلان مریضی یا فلان ناراحتی را دارم. بسیاری هستند که مریضی آنچنانی ندارند اما خود را به مریضی می زنند و نزد پزشک می روند و مریضی خود را با وی درمیان می گذارند تا مجوز بگیرند. بدانید که مجوز در دست پزشک نیست، بلکه مجوز در دست خداست. البته کسی که واقعا مریض است و معذور است روزه اش برای ایام دیگر به تاخیر می افتد. اگر هزار پزشک امضا کنند که ما باید روزه را بخوریم در حالی که ما می توانیم روزه بگیریم این امضای پزشکان اعتبار ندارد. امروز، اگر دانش آموزی از کلاس درس غایب شود یا کارمندی به اداره نرود نزد پزشک می رود و گواهی پزشکی می گیرد و به مدرسه یا اداره ارائه می کند تا عذر او پذیرفته می شود، اما الله واقعیت را می داند؛ کسی نمی تواند خدا را فریب بدهد و گواهی پزشک را مطرح کند. گواهی پزشکی برای ماست که علم غیب نمی دانیم، اما برای خدا واقعیت مطرح است.
شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید اظهار داشت: اگر خدا بگوید الان جهادی ضروری است، اسلام در خطر است، مملکت اسلامی در خطر است، دشمن هجوم آورده است، شما باید از اسلام و سرزمین های اسلامی دفاع کنید، انسان متدین در اجرای امر خدا از جانش دریغ نمی کند. سرش را برکف می گذارد و به الله عرضه می کند و هراس ندارد، چون در راه پروردگار است.
وی ادامه داد: فرد متدین اگر نیازمند است و ربا و رشوه نیز در دسترس او قرار دارد اما چون او تسلیم پروردگار است، می گوید اگر یک جان نه بلکه هزارجان قربان شود من ربا بر نمی دارم زیرا خدا ربا را حرام قرار داده است؛ رشوه نمی گیرم، مال مردم را نمی خورم، کار خلاف شرع نمی کنم، اگر حرام او را دعوت می دهد و در دسترس او باشد چنان فرار می کند که حضرت یوسف پرهیزگار، صادق و امین پا به فرار گذاشت؛ هنگامی که گناه حضرت یوسف را تعقیب کرد یوسف فرار کرد و الله درها و همه مشکلات را بر او گشود و یوسف را نجات داد. عفت و حیای یوسف را خدا حفظ کرد هنگامی که خود یوسف مصمم و اراده اش قوی بود بر اینکه حیایش مورد دست‏برد قرار نگیرد و عفتش چاک چاک و پاره پاره نشود، لهذا ما باید مصمم باشیم که انجام بدهیم آنچه را که خداوند دستور داده و باز بیاییم از آنچه که منع کرده است.
مولانا عبدالحمید در ادامه به تشریح «و هو محسن» پرداخت وگفت: محسن به این معنا است که تمام کارها را برای رضامندی خدا انجام می دهد و منظورش الله رب العزت است و با حضور قلب و اخلاص تسلیم خداست و چنان اعمال را انجام می دهد که گویی خدا را می بیند. ما باید در تمام نیکی ها چنان خدا را بندگی کنیم که گویی خدا را می بینیم و اگر ما خدا را نمی بینیم خدا ما را می بیند. شما در مقابل خدا چنان با فروتنی نماز بخوانید، تلاوت و ذکر کنید که گویی خدا را می بینید چرا که اگر شما خدا را نبینید خدا صد درصد شما را می بیند. شما زیر نظر و نگاه خدا هستید و در وقت عبادت مورد توجه خدا هستید و لذا با اخلاص و بدون ریا همان طور که خاصان، الله را بندگی کردند، تسلیم اوامر خدا شوید.
وی در تشریح «واتبع ملة ابراهیم حنیفا» اظهار داشت: شخص متدین که خود را تسلیم خدا کرد و با اخلاص و حضور قلب خدا را بندگی می کند باید از ملت و دین حضرت ابراهیم اتباع کند. دین اسلام و دین ابراهیم یکی است؛ اتباع از ملت ابراهیم یعنی اتباع از اسلام.
یهودی ها می گفتند ما بر ملت ابراهیم هستیم و نصارا می گفتند ما بر ملت ابراهیم هستیم. خداوند در جواب آنها گفت: «ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی والذین آمنوا»؛ ای یهود و نصارا! نه شما ابراهیمی هستید و نه مشرکین، بلکه ابراهیمی کسانی بودند که در حیات ابراهیم از او اتباع کردند و این نبی (محمد) صلی الله علیه وسلم و امت آن ابراهیمی هستند. لذا ما را ابراهیم مسلمان نامیده است. اسلام نامی است که ابراهیم برای ما انتخاب کرده است. «وقالوا لن یدخل الجنة الا من کان هوداً او نصارا»؛ یهودی ها و نصارا ادعا داشتند که جنت از آن ماست و ما به جنت داخل می شویم. الله فرمود: «بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لا خوف علیهم ولا هم یحزنون»؛ نه یهودی ها به جنت می روند و نه نصارا، بلکه کسی که مسلمان شود و چهره اش را در مقابل خدا تسلیم کند و با اخلاص و حضور قلب خدا را بندگی کند، او جنتی است. در سوره لقمان خداوند می فرماید: «ومن یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروة الوثقی»؛ هر کس تسلیم شود در مقابل پروردگار و سرفرود آورد در برابر خدای عزوجل و با اخلاص و حضور قلب الله را بندگی کند او به حلقه ای محکم چنگ زده است.
در سوره بقره خدا می فرماید: «لا انفصام لها» این حلقه گسستن و شکستن ندارد. شکست ناپذیر است آن انسانی که چهره اش را در مقابل مقررات و قوانین الهی تسلیم می کند. هر ملت و جماعت و هر فردی که در مقابل خدا تسلیم شود و فرمان ببرد و راه پرهیزگاری را در پیش بگیرد آن ملت شکت ناپذیراست، آن ملت مستحکم است و هر مکر و هر فریب و توطئه ای که علیه آن ملت انجام بگیرد خدا آن را خنثی می کند و به هم می زند و آن ملت برپای خود محکم می ایستد، اما ملت هایی که به گناه رجوع می کنند، دنبال هواها و خواهشات نفسانی می روند، دنبال شیطان می روند، این ملتها شکست می خورند و بینی شان به خاک آلوده می شود و شکست پذیر می شوند. استحکام و قوت ملتها به اندازه قوت ایمان، دیانت و قوت تقوا و پرهیزگاری شان است.