- سنی آنلاین - https://sunnionline.us/farsi -

عبادت، نهایت تذلل و عاجزی است که باید فقط در مقابل معبود بر حق صورت گیرد

 مولانا عبدالحمید در خطبه های این هفته نماز جمعه اهل سنت زاهدان ضمن تلاوت آیه «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ» به تشریح آیه مذکور و بیان برخی از احکام الهی که در این آیه مبارکه ذکر شده است پرداخت.

ایشان در توضیح این آیه اظهار داشت: الله تعالی در این آیه چند حکم از احکام بسیار مهم را ذکر کرده است. الله تعالی در این آیه از بنی اسرائیل عهد و پیمان گرفته است که به این احکام عمل کنید و بر خلاف عهدی که با من بسته اید عمل نکنید، زیرا هر کس خلاف این احکام عمل کرد او خلافکار است و نافرمانی خدا را کرده است.
اولین حکم و عهدی که الله تعالی از بنی اسرائیل می گیرد این است که «لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ» غیر از خدا کسی دیگر را عبادت نکنند. غیر خدا دیگر هیچ کسی لایق عبادت نیست، عبادت نهایت تذلل و عاجزی است که در مقابل معبود بر حق صورت می گیرد؛ رکوع و سجده از عبادتهای خاص هستند که در مقابل غیر از خدا- حتی اگر برای تعظیم و احترام بوده و به منظور عبادت هم صورت نگیرد- جایز نیست.
ایشان ادامه داد: عبادتها انواع گوناگون دارند که همه آنها در عبادتهای مالی و جانی خلاصه  می شوند. نذر و  استمداد و استعانت نیز نوعی عبادت هستند که باید فقط برای خدا انجام گرفته و در استمداد نیز فقط باید از الله تعالی استمداد و استعانت نمود، زیرا هرچه غیر از خدا است همه بنده و برده بوده و مال و مِلک الله تعالی هستند و همه آنها در مقابل خدا خاضع و خاشع اند.
مولانا عبدالحمید در ادامه به ذکر و تسبیح الهی که از سوی تمامی موجودات انجام می گیرد اشاره نمود و گفت: همه موجودات زمینی و آسمانی مشغول ذکر و تسبیح پروردگاراند، تک تک موجودات دنیا در مقابل خدا خاضع‏اند و به اندازه ای که خدای خود را بشناسند و تسبیح او را بگویند درک دارند، قرآن عظیم الشأن به همین موضوع تصریح می کند و می فرماید: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا» (آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست او را تسبيح مى‏گويند و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش تسبيح او مى‏گويد ولى شما تسبيح آنها را درنمى‏يابيد به راستى كه او همواره بردبار [و] آمرزنده است.)
ما انسانها همه موجودات و جامدات را مرده می پنداریم، در حالی که همه آنها زنده اند و مطابق شأن خودشان تسبیح و پاکی خدا را بیان می کنند. همه این موجودات در مقابل عظمت خدا تسلیم اند، هیچ موجودی از حکم خدا تمرد و سرکشی نمی کند. درخت، کوه، ستاره، ماه، خورشید و سنگزیره ها مسخّر خداوند متعال هستند. اما متاسفانه در میان تمام موجودات در طول تاریخ این انسانها و جنها بودند که یا به خداوند متعال کفر ورزیده و وجود خدا را انکار کرده اند و یا اینکه با خدا شریک قایل شده اند. جای افسوس است که با وجود اینکه احسانی که در حق انسان از جانب خدا شده است به دیگر موجودات نشده است، اما انسان نافرمانی می کند. در طول تاریخ این انسان بوده که به سراغ عبادت مخلوق رفته و با خدا شریک قایل شده است.
بزرگترین  و مهمترین حکم الهی، توحید بوده است که متاسفانه از سوی انسانها نادیده گرفته شده است. انسان آن خدایی را که او را از مشتی خاک به وجود آورد و انواع نعمتهای مادی و معنوی را برای او فراهم نمود، فراموش کرده و غیر خدا را پرستش می کند. این جای تاسف است که امروزه برخی انسانها، مخلوقاتی از قبیل، بت و درخت و سنگ و اشیای ساخته دست خودشان را عبادت می کنند و عبادت خدای واحد را فراموش کرده اند. لذا گرچه خطاب مستقیم این آیه، که در آن به مسأله توحید و عبادت خدا و شریک قائل نشدن در عبادت الهی تاکید شده است، قوم بنی اسرائیل است، اما در واقع این حکم برای تمامی انسانها تا قیامت و نیز خطاب به انسانهای این زمان نیز می باشد.
مولانا عبدالحمید در ادامه تشریح آیه خاطرنشان کرد: دومین حکمی که پس از توحید متوجه بنی اسرائیل و بعد از آن متوجه همه انسانها شده و در این آیه به آن تصریح شده است، احترام به والدین است. خداوند متعال در ادامه این آیه مبارکه می فرماید: «وبالوالدین إحسانا» به والدین خود نیکی کنید. در این آیه پس از توحید و عبادت خداوند متعال، رعایت حقوق والدین ذکر شده است که همین ترتیب ذکر در آیه، بیانگر اهمیت رعایت حقوق والدین و جایگاه آنها را در شریعت می باشد. خلاصه اینکه اسلام، که آخرین دین بوده و دینی است که مورد پسند الهی قرار گرفته و آن را تا قیامت به عنوان دین برای تمام انسانها برگزیده است، به رعایت حقوق والدین تاکید نموده و دستور داده است که به والدین احترام بگذارید، در مقابل آنها تواضع و فروتنی داشته باشید، زیرا والدین بر شما احسان کرده و بر گردن شما حق دارند، شفقت با مادر و تعظیم پدر دستور اسلام است.
احترام به والدین جزو دستورات اسلام است و در فرهنگ اسلام و احادیث آنحضرت صلی الله علیه وسلم، خدمت به والدین مساوی با جهاد فی سبیل الله قرار داده شده است؛ همان اندازه که جهاد در مقابل دشمنان اسلام و دین دارای اجرو پاداش است، خدمت به والدین و رعایت حقوق آنان به همان اندازه اجر و پاداش دارد. همچنین در احادیث به صراحت آمده است که رضایت خداوند منوط به رضایت والدین بوده و جنت در زیر قدمهای آنان است، یعنی از مهمترین راههای رسیدن به بهشت، خدمت به والدین است، لذا سعادتمندترین فرزند آن است که به والدین خدمت کند و خدمت به آنها را برای خودش فرصتی بداند و از خدمت کردن به آنها خسته نشود. برای کسی که والدینش عاجز و ناتوانند و به خدمت او نیاز دارند، اجر خدمت به والدین از اجر جهاد و حج و تبلیغ بالاتر است.
این فرهنگ و تمدن اسلامی است که مسلمانان را نسبت به خدمت والدین تشویق کرده و به این موضوع دستور داده است. اما در تمدن غرب آسایشگاههایی هستند که فرزندان، والدین خود را هنگام پیری به آنجا می برند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه افزود: سومین حکم الهی که در این آیه ذکر شده است، رعایت حقوق خویشاوندان، یتیمان و مساکین و نیکی به آنها است، خداوند متعال در ادامه آیه می فرماید: «وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ»
در این آیه به رعایت حقوق خویشاوندی و صله رحمی تاکید شده است. اسلام دستور داده و توصیه نموده است که به دیدار خویشاوندان بروید و هنگام مشکلات به آنها رسیدگی کرده و کمک کنید که همه اینها نیز جزو اعمال صالحه و نیک اند، عبادت تنها نماز و روزه نیست، بلکه رعایت حقوق خویشاوندان نیز عبادت بوده و رحمت و غفران الهی را در پی داشته و باعث برکت در رزق و روزی  و برکت در عمر می شود.
دستور دیگر خداوند، رسیدگی به یتیمان و مساکین است که انسانها باید به یتیمان رسیدگی کنند و به کسانی که با مشکلات مواجه شده اند از قبیل: زندانی‏ها، تنگدست‏ها، معلولین و کسانی که قدرت کار کردن را ندارند، کمک کنند. در روایات آمده است که هر کس دستش را از روی محبت و شفقت بر سر یتیمی بکشد، به همان اندازه مو که زیر دستش قرار می گیرد، به همان اندازه برایش نیکی و اجر نوشته می شود.
مولانا عبدالحمید ادامه داد: قرآن عظیم الشأن در مورد نیکی به یتیمها و مساکین، لفظ «احسان» را به کار برده است، یعنی کمکی که به آنها می کنید بدون عوض و بدون توقع و طمع باشد.
ایشان در ادامه به وجود بحرانهای اقتصادی در جامعه بشری از جمله در کشور ما، و به ویژه در استان سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت: در چنین شرایطی که بسیاری از فقرا حتی برای فراهم کردن نان خشک هم با مشکل مواجه هستند، کمک و رسیدگی به مساکین و فقرا ارزش دارد و این از علائم کمال ایمان است که وقتی که جامعه در خط فقر قرار می گیرد، سرمایه داران به فقرا و مساکین و کسانی که توانایی مالی ندارند، رسیدگی کرده و کمک کنند.
ایشان ادامه داد: در ادامه آیه آمده است: « وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا» (با مردم به نیکی سخن بگویید) یعنی در برخورد با مردم از الفاظ نیک و مناسب استفاده کنید و از به کار بردن الفاظ نامناسب پرهیز کنید، بداخلاقی نکیند، آبروی کسی را نریزید، این حق همه مردم بر ماست که در مقابل آنها از حرفهای خوب و مناسب استفاده کنیم. بعضی‏ها هستند که زبانشان تند و تلخ است، در حالی که قرآن در این آیه از بنی اسرائیل عهد گرفته و این دستور برای همه انسانهاست که به دیگران شخصیت و حرمت قائل بوده و احترام بگذارید، کسی که برای دیگران حرمت قائل نباشد در واقع برای خودش حرمت قائل نیست.
خداوند متعال در جایی دیگر می فرماید: «وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا» [اسراء، آیه: 53] (و به بندگانم بگو آنچه را كه بهتر است بگويند كه شيطان ميانشان را به هم مى‏زند زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.) وقتی شما کسی را پاسخی می دهید، با او به خوبی صحبت کنید، حتی اگر کسی به شما حرف زشت و نازیبا گفت و شما را فحش داد، شما جملات او را با زشتی و بدی پاسخ ندهید، بلکه از سخنان نیک و مناسب استفاده کنید. خطیب، واعظ و مدرس حق ندارد که از الفاظ تند استفاده کند، مگر اینکه گاهی اوقات استفاده از الفاظ تند به منظور تربیت فرد مقابل گفته می شود، که در این صورت گنجایش دارد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان ادامه داد: در ادامه آیه به اقامه نماز و پرداخت زکات به صورت درست، صحیح و کامل و در وقت آن تاکید شده و آمده است: «وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ» (و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد.) زکات مال باید به صورت کامل پرداخت شود.
خطیب جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه افزود: در ادامه آیه خداوند متعال خطاب به بنی اسرائیل می فرماید: «ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ » (سپس به جز تعداد اندکی از شما، بقیه روی گردانی کردید.) لذا ما نباید مانند بنی اسرائیل، رویگردان باشیم، بلکه باید دستورات الهی را به صورت صحیح و درست ادا کنیم و به جای بیاوریم.
مولانا در ادامه سخنان خود به ارسال نامه هایی از سوی برخی نمازگزاران، مبنی بر ازدیاد سحر و جادو در شهر (زاهدان) خبر داده و از اینکه بسیاری از افراد به جادوگران مراجعه می کنند و از این طریق مردم را اذیت می‏کنند، شکایت کرده بودند، اشاره کرد و گفت: بنی اسرائیل علیه حضرت سلیمان تبلیغات می کردند که حضرت سلیمان از طریق سحر و جادو صاحب این همه مُلک و پادشاهی شده است، اما قرآن عظیم الشأن در داستان حضرت سلیمان، این ادعا را به شدت رد کرده و جادو را مساوی با کفر قرار داده است، لذا بالاترین درجه جادو کفر و حداقل درجه آن فسق است. لذا خطرناکترین عمل جادو است که قرآن کریم در مورد اثرات جادو می فرماید: «یفرقون بین المرء و زوجه» یعنی به وسیله جادو در بین انسانها تفرقه و اختلاف به وجود می آورند. اما جادوگر با جادوی خود (طبق تصریح قرآن) به کسی ضرر نمی رساند، بلکه تیشه به ریشه خودش می زند و روزی خواهد رسید که جادوگر رسوا و روسیاه خواهد شد و به عذاب الهی گرفتارخواهد آمد و کسانی که به نزد جادوگر می‏روند از این عمل خود توبه کنند و در هنگام مشکلات به خداوند متعال متوجه شوند و خیر و شر را از جانب خداوند بداند.

راه حل معضل ناامنی در استان، آسیب شناسی، تدبیر و مشورت با اهل رأی است

مولانا عبدالحمید در بخش دیگری از خطبه های این هفته نماز جمعه زاهدان با اشاره به اوضاع حساس استان سیستان و بلوچستان، خاطرنشان کرد: استان سیستان و بلوچستان در شرایط خاصی قرار دارد، اما مردم استان در طول تاریخ با برادری و اخوت با یکدیگر زندگی کرده و همین راه اخوت و برادری را برای آینده خود نیز در نظر گرفته اند.
ایشان ادامه داد: همه مردم استان از حوادث ناگواری که در استان رخ می دهند ناراحت هستند؛ همان اندازه که برادران شیعه نگران و ناراحت اند، برادران اهل سنت و بلوچ نیز به همان اندازه ناراحت و نگرانند. هیچ کس استفاده از جنگ و خونریزی را به عنوان راه حل مشکلات قبول ندارد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان خاطرنشان کرد: ما (اهل سنت) به هیچ وجه خونریزی و خشونت را قبول نداریم، حال فرقی نمی کند که این خشونت و خونریزی توسط هر کس و با هر لباسی که انجام گیرد، زیرا خونریزی، کینه و دشمنی و عداوت را به دنبال دارد، و جرم ریختن خون یک انسان در بارگاه الهی بسیار سنگین است.
مولانا عبدالحمید در ادامه با اشاره به اظهارات برخی افراد، که پس از حادثه تروریستی چابهار مسأله “ساماندهی مدارس اهل سنت” را مجددا مطرح کرده بودند، خاطرنشان کرد: متاسفانه هر وقت چنین حوادثی رخ می دهد، بعضی ها بلافاصله انگشت اتهام را متوجه حوزه های علمیه کرده و مسأله “ساماندهی” را مطرح می کنند، در حالی که بنده این را به شدت رد می کنم  و آن را مردود می دانم و تصریح می کنم که در حوزه های علمیه کوچکترین انگیزه ای برای انجام کارهای خشونت آمیز وجود ندارد. حوزه های علمیه فقط در راستای تعلیم و کارهای فرهنگی کار کرده و در راستای تقریب حرکت می کنند، و علما هرگز با کارهای خشونت آمیز و ترور و خشونت همراه نیستند، زیرا این راه، راه علما نیست. لذا کسانی که در چنین مواقعی، این مسأله را مطرح می کنند، می خواهند از حوادث سوء استفاده کنند.
ایشان ادامه داد: مدارس ما ساماندهی شده هستند و نیازی به ساماندهی ندارند، خود ما مدارس را ساماندهی کرد ه ایم و شورایی را در همین زمینه داریم. ما در مدارس خودمان کسانی که  ضد شیعه و ضد نظام و افراطی و تندرو باشند را نگهداری نمی کنیم،  عملکرد ما فقط در چارچوب مثبت است.
امام جمعه اهل سنت زاهدان ادامه داد: مسئولین امر باید در مقابل این جریانات و حوادث که باعث نگرانی همه مردم استان، اعم از شیعه و سنی، شده است، چاره ای بیندیشند، این کار نیاز به آسیب شناسی، مشورت و تدبیر دارد، تا این حوادث که بسیار سنگین و غیرقابل تحمل هستند رخ ندهد. بنده این نکته را از روی دلسوزی می گویم، و هیچ انگیزه دیگری ندارم، که جلوی بسیاری آسیبها و فتنه ها و خون ریزیها را می توان با تدبیر گرفت، خونریزی راه حل نیست، تدبیر راه حل است. لذا اگر همه متفکران، عقلای شیعه و سنی و  مسئولین در کنار همدیگر بنشینند و به فکر چاره اندیشی باشند، این معضل ناامنی در استان حل خواهد شد.