رسالت و مسئولیت خواص و خیرخواهان جامعه اسلامی این است كه در این شرایط بحرانی و اضطرابانگیز به داد امّت اسلامی برسند و با راهكارهای سازنده و چارهجوییهای مؤثر در پرتو قرآن و سنّت و سیره سلف صالح و امتحانشدگان و موفّقان ادوار گذشته، امّت را یاری دهند. تاریخ هر ملّتی نشیبوفرازهایی دارد، مسلمانان نیز در تاریخ بیش از هزاروچهارصدسالهشان شاهد نشیبوفرازها و اوضاع تلخ و شیرین بسیاری بودهاند؛ امّا جهان اسلام در دوران اخیر با وضعیت بیسابقهای دچار شده است كه راه برونرفت عاجل و اطمینانبخشی برای آن به چشم نمیآید. اگر جهان اسلام را به یك پیكر تشبیه كنیم میبینیم این پیكر بر اثر كوتاهیهای رهبران و غفلت تودهها، فرصتطلبی منافقان داخلی و توطئههای دشمنان خارجی، تكه تكه شده و هنوز هم سرزمینها و كشورهایی از آن در معرض تجزیه قرار دارد. این در حالی است كه در بسیاری از كشورها سرنوشت ملّتها هنوز در دست خودشان نیست. گرچه با پایان دوران سیاه استعمار، كشورهای اسلامی از نظر جغرافیایی به استقلال دست یافتند و روز استقلالشان را جشن میگیرند، امّا بسیاری از آنها از نظر سیاسی، فرهنگی، آموزشی و اقتصادی به دولتهای بیگانه وابسته و به نوعی مستعمرة آنها هستند. اقدامات صلحستیزانه و ناامنیهای برنامهریزیشدة دشمنان اسلام و دستنشاندگان داخلی آنان امنیت و راحت را از شهروندان بیدفاع مسلمان سلب كرده است. تعدّد احزاب و گروهها و افزایش بیرویه اختلافات سیاسی و مذهبی، و ظهور فتنههای جدید فكری و فرهنگی نسل معاصر را دچار شك و تردید كرده و به اعتماد آنان نسبتبه آیین متعالی و جاودانة اسلام خدشه وارد كرده است. تهاجم گستردة فرهنگی بیگانگان از یكسو و بیتفاوتی و یا ناتوانی خودیها از سوی دیگر، ارزشهای اسلامی را در معرض خطر قرار داده و همچنان قربانی میگیرد. شیوع گناهان، بیبندوباری اخلاقی، روآوردن به موادمخدر و مشتقّات آن نسل جوان را با بحران هویت دچار كرده است. آنچه در جریان است هر سبب و عاملی داشته باشد، قطعاً برای جهان اسلام آزمایشی بزرگ است و میتوان گفت كه جهان اسلام و امّت اسلامی در كوران یك آزمایش تاریخی بزرگ و سرنوشتساز قرار گرفته است. اگرچه افراد بیتفاوت درك دقیقی از این وضعیت ندارند، امّا خواص امّت، اندیشمندان و دلسوزان جامعة اسلامی قطعاً این واقعیت را درك میكنند كه امّت در گردابی مهلك گرفتار شده است و هر چه زودتر باید چارهای جدّی و فراگیر برای رسیدن آن به ساحل نجات اندیشید. نبی رحمت صلّیاللهعلیهوسلّم كه مربّی و طبیب این امّت است، چهارده قرن پیش چنین روزها و چنین اوضاعی را برای امّتش پیشبینی میكرد و نسبت به آن هشدار میداد، چنانكه فرمودند: «بادروا بالأعمال فتناً كقطع اللیل المظلم یصبح الرجل مؤمناً و یمسی كافراّ أو یمسی مؤمناً و یصبح كافراً یبیع دینه بعرض من الدنیا» [رواه مسلم]؛ با اعمال [صالح و شایسته] از فتنههایی پیشی بگیرید كه مانند قطعههایی از شب بسیار تاریكاند؛ در آن فتنهها شخص، صبح مؤمن است و شب كافر میشود، یا شب مؤمن است و صبح كافر میشود؛ دینش را به كالای بیارزش دنیا میفروشد.
در حدیث دیگری آمده است: «یوشك الأمم أن تداعی علیكم كما تداعی الآكلة علی قصعتها. فقال قائل: و من قلة نحن یومئذ؟ قال: بل أنتم كثیر لكنّكم غثاءٌ كغثاء السیل و لینزعنّ الله من صدور عدوّكم المهابة منكم و لیقذفّن الله فی قلوبكم الوهن. فقال قائل: یا رسولالله و ما الوهن؟ قال: حبّ الدنیا و كراهیة الموت»[رواه أبوداود]؛ بهزودی زمانی فرا خواهد رسید كه امّتها یكدیگر را برای نابودی شما فرامیخوانند، همانطور كه افراد یكدیگر را برای خوردن غذا به سوی ظرف غذا فرامیخوانند. كسی پرسید: آیا به علّت كمی ما در آن روز چنین میشود؟ فرمودند: خیر، شما در آن روز زیاد خواهید بود امّا مانند كف روی آب در میآیید و خداوند هیبت شما را از دل دشمنانتان بیرون میآورد و در دلهای شما وهن میاندازد. پرسیدند: ای رسول خدا وهن چیست؟ فرمودند: حبّ دنیا و نفرت از مرگ.
حضرت علی رضیاللهعنه میفرماید: «سمعت رسولالله صلّیاللهعلیهوسلّم یقول: ألا إنّها ستكون فتنة. فقلت ما المخرج منها یا رسولالله؟ قال: كتاب الله فیه نبأ ما كان قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم ما بینكم»[رواه ترمذی]؛ از پیامبر خدا صلّیاللهعلیهوسلّم شنیدم كه میفرمودند: بزودی فتنههایی خواهد آمد. پرسیدیم: یا رسولالله راه خلاصی از آنها چیست؟ فرمودند: پیروی از كتاب خدا (قرآن) كه در آن احوال امّتهای گذشته و اخبار نسلهای آینده و دستورالعمل مسائل جاری بین شماست.
رسالت و مسئولیت خواص و خیرخواهان جامعه اسلامی این است كه در این شرایط بحرانی و اضطرابانگیز به داد امّت اسلامی برسند و با راهكارهای سازنده و چارهجوییهای مؤثر در پرتو قرآن و سنّت و سیرة سلف صالح و امتحانشدگان و موفّقان ادوار گذشته، امّت را یاری دهند. بدون تردید هر نوع بیتفاوتی، تأخیر، كمكاری و كماندیشگی خسارتهای جبرانناپذیری را بهدنبال خواهد داشت. باید بدانیم كه عوارض غفلتهای چندروزه تا چندین سال باقی خواهد ماند و آنچه امروز بدان مبتلا گشتهایم قطعاً نتیجه و عوارض اعمال و تقصیراتی است كه در گذشته صورت گرفته است. قرآن مجید بهصراحت خطاب به مسلمانان میگوید: «و ما أصابكم من مصیبة فبما كسبت أیدیكم و یعفو عن كثیر»؛[شوری: 30] هر مصیبتی كه گریبانگیرتان شود، از خودتان است و [خداوند] از بسیاری درمیگذرد.
بزرگترین فاجعه برای یك ملّت این است كه عوامل اصلی مشكلات و مصایبش را درك نكند و یا در پی درك آنها نباشد. خداوند متعال میفرماید: «و لنذیقنّهم من العذاب الأدنی دون العذاب الأكبر لعلّهم یرجعون»[سجده: 11]؛ به یقین به آنان عذاب نزدیك [این جهانی] را قبل از عذاب بزرگ میچشانیم، باشد كه آنان بازگردند.
خبرگان سیاسی باید بیندیشند كه چه اشتباهی در زمینة سیاست در گذشته رخ داده است كه بر اثر آن جهان اسلام چنین پاره پاره شده است؟ چرا ما باید شاهد رقصهای سیاسی و نظامی ابرقدرتها و همپیمانانشان در عراق و افغانستان باشیم. چرا وضعی پیش آمده است كه وقتی یك عضو جهان اسلام مورد سركوب و تحریم و اشغال و تجاوز قرار میگیرد، اعضای دیگر اصلاً احساس درد نمیكنند. مگر نه اینكه: چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. و آیا پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوسلّم نفرمودند: «المسلمون كجسد واحد إذا اشتكی منه عضو اشتكی له سائر الجسد بالحمی و السهر»؛ مسلمانان مانند اعضای یك بدناند، وقتی عضوی درد داشته باشد دیگر اعضا نیز دچار تب و بیخوابی میشوند. یك عضو خشكیده و كاملاً جداشده حق دارد چیزی را احساس نكند، امّا عضو زنده و متّصل نباید چنین باشد. سؤال اینجاست كه چطور یك زورگوی متجاوز جرئت میكند در كشوری مانند افغانستان و فلسطین و عراق مرتباً مردم بیگناه اعم از پیر و جوان و زن و كودك را این گونه مورد ظلم و تجاوز قرار دهد و در خاك و خون بغلتاند، ولی در كشورهای همسایه هیچ واكنش و عكسالعملی مشاهده نشود. كجاست احساس همدردی، و كجاست حمیت دینی و ایمانی. آیا شاهد نبودیم كه در دهة نود میلادی كشور عراق چگونه از تحریمهای اقتصادی رنج میبرد و كودكان را حتی از شیر خشك محروم میكردند، ولی جهان اسلام از دور تماشا میكرد تا آنكه این وضع تا اشغال این سرزمین ادامه یافت. در آغاز قرن جدید میلادی، سرزمین زخمخوردة افغانستان به بهانههای واهی هدف تهاجم و لشكركشیای وحشیانه قرار گرفت و چندین سال است كه ائتلاف نظامی شیطانیای در این كشور به تركتازی مشغول است. و امروز ایران نقطة هدف تحریمها قرار گرفته است. باز هم دنیای اسلام ساكت و نظارهگر است. این است كه دشمن به خود حق میدهد جسد بیجان آن را هر گونه كه بخواهد مثله و تكه تكه كند و از این كار لذّت ببرد.
باید بدانیم كه خداوند حال هیچ ملّتی را تغییر نمیدهد مگر اینكه آنها اعمال و عملكردشان را تغییر دهند. به هر حال، ما معتقدیم كه باطل اگرچه خیلی پیش رفته و بهزعم خود بر اوضاع جهان مسلّط است، امّا از آنجاییكه خداوند متعال حامی حق است و اسلام دین فطرت، و امّت اسلامی پیامآور اخلاق، عدالت، صلح و امنیت است، نباید ناامید شد و دست رو دست گذاشت. لازم است بیدارگران امّت و داعیان حق و منادیان وحدت حقیقی و دلسوزان جهان اسلام و خبرگان جامعة اسلامی بهپا خیزند و دست در دست هم دهند و با هماندیشی چشماندازها و برنامههای نوینی را ترسیم و ارائه كنند و دمی آرام ننشینند.
امّا پارهای از آنچه در این خصوص اولویت دارد و راهكار عملی محسوب میشود، ضمن ذكر نسخة قرآنی آن، از قرار ذیل است:
1. بازگشت صمیمانه به تعالیم حیاتبخش اسلام و عمل به كتاب و سنّت و اجرای شریعت اسلامی؛
ـ «قل أطیعوا الله و الرّسول»[آلعمران: 32]؛ بگو از خدا و رسول [او] فرمان برید. «یاأیها الّذین آمنوا ادخلوا فی السلم كافّة»[بقره: 208]؛ ای مؤمنان همه تماماً به اسلام درآیید.
2. توبه و استغفار از تقصیرات گذشته و شناسایی نقاطضعف و تلاش برای اصلاح همهجانبه در سطح فرد، خانواده، جامعه، و اقشار و گروهها؛
ـ «یاأیها الّذین آمنوا توبوا إلی الله توبة نصوحاً»[تحریم: 8]؛ ای مؤمنان به [درگاه] خداوند به توبهای خالص توبه كنید. «و أن استغفروا ربّكم ثمّ توبوا إلیه یمتّعكم متاعاً حسناً»[هود: 3]؛ و آنكه از پرودگارتان آمرزش بخواهید، آنگاه به درگاه او توبه كنید تا شما را تا زمانی معین به بهرهای نیك بهرهمند سازد.
3. مبارزه با یأس و نومیدی و منفیگرایی، روحیهشكنی و تضییع اوقات؛
ـ «لاتقنطوا من رحمةالله»[زمر: 53]؛ از رحمت خدا ناامید نشوید.
4. صبر و شكیبایی در مقابل خواستههای نفسانی و اختیار نمودن تقوا در همة شئون زندگی؛
ـ «و إن تصبروا و تتّقوا لایضرّكم كیدهم شیئاً»[آلعمران:120]؛ و اگر شكیبایی كنید و پرهیزگاری نمایید، مكر آنان هیچ زیانی به شما نمیرساند.
5. راهاندازی یك نهضت عمومی و فراگیر جهت اصلاح افكار و اعمال و اخلاق تودهها و ایجاد درك و شعور دینی و احیای غیرت اسلامی و فكر آخرت و تقویت ایمان به غیب؛
ـ «و لتكن منكم أمّة یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و أولئك هم المفلحون»[آلعمران: 104]؛ و باید كه از شما گروهی باشد كه به نیكی فراخوانند و به كار شایسته فرمان دهند و از كار ناپسند بازدارند و اینانند كه رستگارند.
6. اتحاد و اتفاق همراه با اخلاص و خیرخواهی و اجتناب از تفرقه، شعارگرایی و ریاكاری؛
ـ «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا»[آلعمران: 103]؛ همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید.
7. شناسایی استعدادها و نبوغهای موجود و برنامهریزی برای رشد و پرورش آنها جهت رسیدن به ارزشهای دینی و دنیوی و تشویق به ابتكار و تولید علم و اندیشه با همّت و پشتكار؛
ـ «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخیل»[انفال: 60]؛ و آنچه از نیرو و مهیا ساختن اسبان در توان دارید برای [مقابله با] آنان آماده سازید.
8. ایجاد روحیة تعاون و همدردی و پرهیز از غرور، خودخواهی، خودسری و خودبزرگبینی؛
ـ «و تعاونوا علی البرّ و التّقوی و لاتعاونوا علی الإثم و العدوان»[مائده: 2]؛ و بر نیكوكاری و پرهیزگاری با همدیگر همكاری كنید و بر گناه و ستم همكاری نكنید.
9. استفاده از تجارب و اندیشههای دیگران در زمینههای برنامهریزی، مدیریت، فناوری و … ؛
ـ «الحكمة ضالّة المؤمن حیث وجدها فهو أحقّ بها»؛ پس چو حكمت ضالة مؤمن بود/ آن، ز هر كه بشنوند موقن بود.
10. اجتناب و پرهیز از هرگونه غلو و افراطگرایی و تكروی و قضاوت عجولانه دربارة افراد، گروهها، مكاتب فكری، مذاهب و عدم اصرار بر دیدگاههای غیرمنصوص و احترام به آرا و اندیشههای دیگران و اعتقاد به تسامح و گفتمان بهجای طرد و حذف و برخورد خشونتآمیز، و تحسین و اصلاح بهجای تحقیر و تخریب؛
ـ «یاأیها الّذین آمنوا كونوا قوّامین لله شهدآء بالقسط و لایجرمنّكم شنآن قوم علی ألّاتعدلوا إعدلوا هو أقرب للتّقوی»[مائده: 8]؛ ای مؤمنان، برای [گزاردن حقّ] خدا [كه مفادِ عهد پیشگفته است] برخیزید [و] گواهانِ به عدل باشید. و دشمنی قومی شما را بر آن ندارد كه به عدالت رفتار نكنید، به عدالت رفتار كنید كه آن به تقوا نزدیكتر است.
11. دعا و تضرّع، با یقین و حسن ظنّ به نصرتهای الهی.
ـ «إذ تستغیثون ربّكم فاستجاب لكم أنّی ممدّكم بألف من الملائكة مردفین»[انفال: 9]؛ آنگاه كه از پروردگارتان به فریاد میخواستید، پس [دعای] شما را پذیرفت [با این مضمون] كه من با هزار كس از فرشتگان پیاپی یاریگر شما هستم.
چون خدا خواهد كه مان یاری كند میل ما را جـانـب زاری كـنـــد
ایخُنُكچشمیكهآن گرْیانِ اوست ایهمایون دل كه آن برْیانِ اوست
آخــر هـر گـریـه آخر خندهایست مردِ آخـربیـن مبـارك بنـدهایست
[مثنوی معنوی، دفتر اوّل: 817 ـ 819].