گردآوری وتدوین: عبدالباسط بزرگزادهالحمدلله این یادگارها و صدقههای جاری حضرت مولانا همچنان روزبهروز در حال رشد و ترقّیاند و از آنجا كه اساس و بنیاد آنها بر تقوا و خداترسی نهاده شده است، همواره منبع خیر و بركت در منطقه و در كلّ ایران بوده و هستند.
دیماه 1358 هـ .ش. دكتر محمّدجواد باهنر، عضو شورای انقلاب، در رأس هیأتی به زاهدان آمدند. در دیدار ایشان با مولانا و مردم، مشكلات استان مطرح شد. مولانا فرمودند: نظام سابق برای منطقه كاری نكرده است و مردم از ابتداییترین امكانات و حقوق محروماند. زمینهای برای كار و اشتغال وجود ندارد. مراكز تولیدی و صنعتی ایجاد نشده است. از لحاظ مدارس، دبیرستان و دانشگاه كمبود داریم. از حكومت جدید كه با رأی مردم روی كار آمده انتظار داریم به مشكلات مردم بیشتر توجه کند.
آقای باهنر گفتند: ظاهراً كسانی خواهان تجزیة بلوچستان هستند. مولانا پاسخ دادند: همة مردم چنین نظری ندارند و كسانی كه چنین فكری دارند باید توجیه شوند كه تجزیهطلبی راهحل مشكلات نیست و الآن دولت برای مردم كار میكند و مثل گذشته بیتوجهی نخواهد شد. یكی از همراهان آقای باهنر گفت كه پدیدة قاچاق در بین مردم منطقه رونق بسیاری دارد. مولانا در پاسخ گفتند: همة مردم كه قاچاقفروش نیستند و دلیل اینكه برخی به این كار روی آوردهاند، نبود زمینة اشتغال مناسب است. شما باید زمینههای كارآفرینی و اشتغالزایی را ایجاد كنید تا مردم از چنین كارهایی دست بردارند.
مولانا طی سالهای 60 و61 عضو شورای عالی برنامهریزی استان بودند كه با حضور استاندار و دیگر مسؤولان جلسات این شورا برگزار میشد. این شورا نشستهای متعددی برگزار كرد و مصوبات مختلفی در آن به تصویب رسید. در یكی از جلسات این شورا موضوع وام مسكن روستایی مطرح شد. مولانا و حاج آقای كفعمی از نظر مذهبی این موضوع را مورد بحث قرار دادند. جناب مولانا با این وام كه چند درصد سود هم داشت مخالفت كرد و موضوع كارمزد را نیز قبول نكرد و گفت: چنین وامی كه در آن سود باشد اگرچه بهعنوان كارمزد باشد، درست نیست. حاج آقای كفعمی دلایل و توجیهاتی آورد و چند درصد سود را بهعنوان كارمزد جایز شمرد و گفت: گرفتن این وام درست است. حتی پیشنهاد شد صندوق قرضالحسنهای تأسیس شود و با حمایت مردم، مبلغ سود آن، از آن محل پرداخت شود، اما باز هم تأیید نشد.
در نهایت با مخالفت مولانا، استاندار قبول كرد این چند درصد سود از اعتبارات استانداری پرداخت شود و مردم اصل وام را برگردانند و به این صورت این موضوع حل و فصل شد. استانداری به مدت دو سال درصد سود و كارمزد را پرداخت كرد.
تشویق به دفاع از مقدسات
در كنفرانسی كه علمای اهلسنّت و اهلتشیع و جمع زیادی از مردم حضور داشتند، یكی از سخنرانان، بدون رعایت احترام به مقدّسات فریقین، به اصحاب پیامبر صلّیاللهعلیهوسلّم توهین كرد. مولانا شهداد، یكی از روحانیون برجستة اهلسنت، كه در جلسه حضور داشت، نتوانست این اهانت را تحمّل كند و در مورد فضایل و منزلت یاران و اصحاب پیامبر صلّیاللهعلیهوسلّم آیات و احادیثی را قرائت كرد و خواستار احترام به مقدّسات و عقائد اهلسنت شد.
وقتی مولانا از این موضوع اطّلاع یافت، از اقدام مولانا شهداد بسیار خوشحال و شادمان گشت و فرمود: برای نجات و رستگاری مولوی شهداد همین یك سخنرانی و موضعگیری كافی است.
مولانا یكی از افرادی را كه پشت سر مولانا بدگویی و غیبت كرده بود، دید و با خوشرویی و خنده از وی پرسید: فلانی! چطوری با بدگویی و فحشهای به ما؟ وی گفت: نه مولانا من بدگویی نكردم، هر كسی طرز فكری دارد و هدف من تنها انتقاد بوده است. مولانا دست خود را بر شانة او گذاشت و فرمود: شما از طرف من معاف هستی. هر چه غیبت و بدگویی كردی و یا در آینده میخواهی بكنی، اجازه داری و معاف هستی.
مدتی بعد همین شخص بیمار شد و در بیمارستان بستری بود. مولانا به عیادت وی رفت و به علّت تنگدستی او، هزینة بیمارستان را هم خود مولانا پرداخت كرد.
این تعامل و رفتار مولانا، چنان تأثیری در او گذاشت كه همواره انگشت حسرت به دهان داشت و میگفت: چرا من ایشان را پیش از این بهتر نشناختم و از بدگویی ایشان اجتناب نكردم.