ظلم به صلاحیت اسلام
نقص در شیوه تاریخنویسی و بسنده کردن اغلب نویسندگان به ثبت شرح حال پادشاهان، وقایع سیاسی و رویدادهای جزئی، این باور غلط و پندار اشتباه را در ذهن بسیاری از افراد تقویت کرده است که تاریخ اصلاح و رویارویی با تحریفها، انحرافها و توطئهها، تاریخی پیوسته و پایدار نبوده و با شکافهای گسترده و انقطاعهای طولانی مدتی مواجه بوده است. علما و شخصیتهایی که نیز وجود داشتند، دنبالهرو وضع موجود بودند و در مقابل انحرافهای عصر خود تسلیم شدند و از نظر عقلی، فکری، علمی و توان نظریهپردازی، انسانهای ناتوان و کممایهای بودند، و قرنها سپری میشده و شخصیت مجدد و نابغهای در عرصه علم و دین ظهور نمیکرده است، بلکه صرفاً پس از گذشت زمانهای طولانی گاه یک فرد مجدد و نابغه ظهور کرده است. این باور نادرست، نتیجه بررسی عجولانه و ناتمام تاریخ و نشأت گرفته از شیوه غلط و ناقص تاریخنویسی است که متأسفانه بیشتر مؤرخان چنین شیوهای را انتخاب کردهاند. به همین سبب بسیاری از نسل جوان و پرشور عصر حاضر و حتی بعضی از نظریهپردازان و دعوتگران [از جمله تئوریسینهای برخی جماعتهای معاصر]، نسبت به صلاحیتهای اسلام و تاریخ گذشته آن دچار سوءظن شدند، در حالی که پتانسیل و نیروی باطنیای که ما را در عرصه دعوت و بیداری اسلامی و مواجهه درست و منطقی با موانع و چالشها موفق میکند، اطلاع دقیق از تاریخ گذشته و اعتماد کامل به آن است، زیرا که در آن پشتوانهای نیرومند از اخلاص و جهاد و سندی معتبر از تلاش و مبارزه وجود دارد.
منابع تاریخی گمنام
تنها مؤرخان در این زمینه مقصر نیستند، بلکه کسانی که فقط به مطالعه کتابهای عرفی و اصطلاحی تاریخ اکتفا میکنند، نیز مقصرند. زیرا این افراد به مطالعه کتابهایی که عنوان تاریخی ندارند یا در فن تاریخ نگاشته نشدهاند، مانند کتابهای ادبی، دینی، تذکرهها و زندگینامهها، مکتوبات (نامهها)، مجموعه مواعظ و سخنرانیها و یا کتابهایی که در نقد اوضاع اجتماعی و انکار بدعتها و منکرات نگاشته شده است، روی نمیآورند، در حالی که این آثار از منابع ارزشمند تاریخ هستند.
اگر دامنه مطالعه ما گستردهتر شود و این منابع را نیز در بر گیرد و یک محقق و پژوهشگر آگاه، بلند همت و تیزبین این موضوع را رشته تخصصی خود قرار دهد، میتواند یک تاریخ کامل و فراگیر از تاریخ اصلاح و تجدید و اندیشههای جدید اسلامی را ارائه کند که به وضوح بیانگر این مطلب باشند که تاریخ اصلاح و تجدید همواره و در هر زمان، با جامعه اسلامی همگام بوده و هیچگاه از آن عقب نمانده است.
تاریخ اصلاح و تجدید چگونه نوشته میشود؟
بر چنین پژوهشگر و محققی لازم است که صرفاً به بعضی نقلها و اقتباسهای ناکافی از کتابها و آثار این شخصیتهای بزرگ بسنده نکند و از کنار این شخصیتها، آثار، کوششها و تأثیرگذاریشان گذرا عبور نکند، بلکه لازم است که مدتی با کتابها، آثار و افکار آنان زندگی کند، ادبیات و اندیشه آنان را جرعه جرعه بنوشد و هضم کند، عطر اندیشههای آنها را ببوید، و بکوشد که از فضا و محیط خود به فضا و محیط آنان و از زمان خود به زمان آنان منتقل شود، تا آنان را آنچنان که بودهاند بشناسد و به یک تصور درست و تصویر واقعی از آنان دست یابد، تا بتواند به خواننده اثر خود این حس را القا کند که گویا به زمان آنان برگشته و به یک تجربه شخصی از شناخت با آنان دست یافته و مدتی از عمرش را با آنان زندگی کرده است.
من معتقدم هیچ شخصیتی را نمیتوان بدون مطالعه کتابها و آثار متنوعش شناخت. و جایز نیست که در مورد کسی قضاوت و رأیی صادر گردد مگر بعد از شناخت عمیق از او از طریق همنشینی و مشاهده او در موقعیتهای مختلف، و در مورد شخصیتهای تاریخی و گذشته این چیز ممکن نیست مگر با مطالعه گسترده کتابها و آثار آنان.
تطبیق معیارهای معاصر بر شخصیتهای زمانهای گذشته
اشتباه دیگری که بعضی از نظریهپردازان پرشور و نویسندگان معاصر مرتکب میشوند، این است که در ذهن خود تصویری خاص از مجدد یا مصلح ترسیم میکنند و سپس در تاریخ اسلامی و فهرست نامآوران، به جستوجوی آن تصویر میپردازند. اگر این تصویر زیبا و خودساخته را در تاریخ اسلامی و یا دورهای از دورههای تاریخی نیابند، گلهمند میشوند و حقایق را انکار میکنند. بسیاری از آنان با مقیاسها و معیارهای خاص این زمان، مردان بزرگ، دعوتگران، مصلحان و اندیشمندان همه عصرها و محیطهای گذشته را میسنجند، هر گاه این معیارها ـ که معیارهای زمان حاضر هستند ـ بر یک فرد منطبق نشوند، ارزش او را پایین میآورند و او را از مصلحان به شمار نمیآورند، هر چند از شخصیتهای بزرگ قرون گذشته باشد و هر چند خدمات شایسته و مخلصانهای برای اسلام انجام داده باشد.
عدهای یک معیار خاص را برای سنجش مجدد و یا مصلح بودن در نظر میگیرند، از قبیل نوآوری در اندیشهها یا گشودن باب اجتهاد یا تلاش و مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی یا قیام علیه حکومت وقت، و اگر این شرایط را در آن افراد نیافتند، حاضر نیستند کسی را مصلح یا مرد زمان خویش بنامند. این معیارها هر چند با ارزش هستند و بنده منکر اهمیت و نقش آنها در عرصه اصلاحگری نیستم، اما زمان و محیط، دو عامل مهم در زندگی بزرگمردان به شمار میآیند. هر عصر، مشکلات، مسائل و موانع خاص خود را دارد که چارچوب عمل را محدود میکند و انسان را به موضعگیری و روش خاصی مجبور میکند.
لذا برای ما جایز نیست که فردی را از عصر و زمان خودش به عصر و زمان دیگری منتقل کنیم و معیارهای آن زمان را بر او منطبق سازیم و سپس او را به شکست و ناکامی یا ضعف و سستی محکوم نماییم و همه خوبیهایش را نادیده بگیریم و او را از هر گونه عظمت و افتخار عاری بدانیم، به این بهانه که یک شرط از شرایط مقرر کرده ما را تحقق نبخشیده و در میدان اصلاح و تجدید مطلوب و مورد نظر، ایدهآل عمل نکرده است.
میراث اسلامی
میراثی که امروزه در دست ماست ـ من از واژه میراث به معنای غربی آن که معادل واژه “ Legacy” است استفاده نمیکنم، زیرا اسلام دینی زنده و جاوید است، و منظورم از میراث، ثروت و سرمایه علمی، دینی و معنویای است که از پیشینیان به دست ما رسیده است ـ یعنی میراث علم و دانش عمیق و پرگستره، عقیده ناب و محفوظ، ایمان قوی، سنت خالص، اخلاق پسندیده، سرمایه سرشار فقه و قانونگذاری اسلامی و ادبیات دلانگیز و غنی، نتیجه کوششها و فداکاریهای افراد زیادی است که هر یک در عصر خود در زمینه اصلاح، احیا و تجدید دوباره اسلام نقش مؤثری ایفا کردهاند. و عبارتند از:
ـ آنان که در برپایی حکومت بر منهاج خلافت راشده، مبارزه علیه جاهلیت و مادیگرایی، رهنمون ساختن انسانها به سوی الله و اعتقاد به جهان آخرت و بهشت، احیای ویژگیهای اسلامی فراموششده، و دمیدن روح ایمان در این امت سهیم بودند.
ـ آنان که روحیه اعتماد به دین و منابع و مفاهیم اسلامی را پدید آوردند و تهاجم فرهنگها و فلسفههای بیگانه را دفع کردند.
ـ آنان که از اندیشه اصیل اسلامی دفاع کردند و امت اسلامی را از فتنههایی که کیان اسلام را تهدید میکرد مصون نگه داشتند.
ـ آنان که از دین این امت و مصادر و منابع اصلی آن حفاظت کردند، فقه و حدیث را به شکل جدیدی تدوین کردند، به اجتهادهای نوین پرداختند و به این امت سرمایه گرانمایهای در زمینه قانونگذاری، و قوانین راهگشایی برای جوانب مختلف زندگی فردی و اجتماعی ارزانی داشتند.
ـ آنان که در زمان خود وضعیت جامعه اسلامی را محاسبه و ارزیابی دقیق کردند و در مقابل انحراف از معیارها و ساختارهای اصلی اسلام موضع گرفتند و به سوی اسلام صحیح فراخواندند.
ـ آنان که با استدلالهای علمی و منطقی، غبار شبهه را از جوهر پاک اسلام زدودند و برای زمان خود علم کلام جدیدی را پایهگذاری کردند.
ـ آنان که در راه دعوت و اصلاح و انذار و تبشیر از پیامبران نیابت کردند و نهضت و جنبشی ایمانی در دلها به راه انداختند و در برابر مادیگرایی عصر خویش ایستادگی کردند و مردم را از غرق شدن در دریای مادیگرایی رهانیدند.
ـ همه کسانی که امت اسلامی و کیان ارضی و سیاسی آن را از فروپاشی و حملههای بیگانگان حفظ کردند، و دشمن سرسختی را که هیچ شمشیر و سپاهی در برابر آن تاب مقاومت نداشت و سراسر جهان اسلام را عرصه ترکتازی خود کرده بود، با دعوت حکیمانه و قدرت روحی و ایمان قوی خویش وادار به تسلیم نمودند و در حلقه پیروان حضرت محمد صلی الله علیه و سلم در آوردند.
ـ آنان که با اشعار بلیغ، روحانگیز و ادبیات نیرومند خود ذهنهایی را تسخیر نمودند که مباحث علمی و فلسفههای دینی آنها را قانع نمیکرد.
در این میراث غنی و سلسله کامل همه این شخصیتها سهم خاص و جایگاه ویژه داشتهاند. و همانا تاریخ جز ادای امانت و حقشناسی و اعتراف به حق و حقیقت چیز دیگری نیست. همه گروههایی که از آنها نام بردیم به نوبه خود در تاریخ ما ایفای نقش نموده و به سهم خود در پاسداری از مرزهای اسلام مشارکت داشتند و هر یک از آنان تیری از ترکش اسلام به حساب میآید. و اگر کوششهای مخلصانه آنان و این مشارکتها، که ممکن است بدون ذرهبین تاریخ دیده نشوند، وجود نداشت، این مجموعه که باعث عزت و افتخار ماست، و از درخشش پر نور و روشنگر آن پرتو و الهام میگیریم و به آن در برابر ملتها و ادیان دیگر جهان میبالیم، به دست ما نمیرسید.
این بهترین و منصفانهترین رویه در شناخت مصلحان و مجددان است، و با چنین رویکردی است که میتوانیم از میزان موفقیت هر یک از آنها در عرصه دعوت و اصلاح و تجدید سخن بگوییم. همه توفیقات در دست الله تعالی است.
سید ابوالحسن علی حسنی ندوی
ترجمه: عبدالقادر دهقان ـ ثناءالله شهنواز
——————————————————————-
پینوشتها
1ـ فرقه مرتاضین و معتزلین یهودی در فاصله قرن دوم پیش از میلاد تا قرن دوم میلادی که در نواحی بحر میت میزیستهاند.(واژنامه ادیان، انگلیسی به فارسی، ص: 46، تألیف: دکتر عبدالرحیم گواهی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1376، تهران). م
2ـ Islam or Trueo Christianity P. 128.
3ـ من در استفاده از واژه «دین» برای آیین بوادیی تردید دارم زیرا این آیین حامل اندیشه و باوری از آفریننده هستی و مبدا و معاد نیست چنانکه نظر بیشتر نویسندگان و تاریخنگاران نیز همین است.(دائرةالمعارف بریتانیا واژه «بودا» Buddha)
4ـ ایشورا توپا، تمدن هندوستان، (اردو).
5ـ شنکر آچاریه در مالابار در جنوب غربی هند متولد شد و در تمام سرزمین هند به سیر و سیاحت و تبلیغ باورهایش پرداخت. وی در سن 32 سالگی [در منطقه کدارناتهه در دامنه یکی از کوههای هیمالیا] درگذشته است.
6ـ اقتباس از مقاله شنکر آچاریه، با تلخیص و اختصار. Encyclopaedia of Religion and Etchics (Fourth Edition 1958). Volume XI. Article Shankar Acharya.
7ـ بنیانگذار آیین آریایی که ابتدا علیه بتپرستی شورید. پیروان این آیین دشمنی و عداوت بسیار شدیدی با مسلمانان دارند و معتقدند که عالم قدیم است.
[آیین آریایی یا آریا ساماج به منظور تجدید بنای آیین ودایی آریاییها و طرد تفکرات هندویی پس از عصر ودایی، در قرن نوزدهم شکل گرفت. (واژنامه ادیان، انگلیسی به فارسی، ص: 14). م]
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امروز (22 اسفند 1404) در مراسم نماز جمعه زاهدان، ضمن اظهار تأسف…
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، 8 اسفند 1404 در مراسم نماز جمعه زاهدان، در واکنش به اعتراضات…
صدها مسلمان ساکن شهر نیویورک آمریکا، در ماه مبارک رمضان در میدان تایمز (یکی از…
منابع خبری گزارش دادند که ارتش پاکستان شب گذشته (1 اسفند 1404) ولایتهای مرزی «ننگرهار»…
سنیآنلاین| خطیبان جمعۀ اهلسنت در برخی شهرستانهای کشور در مراسم نماز جمعه (1 اسفند 1404)…
شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (۱ اسفندماه ۱۴۰۴) با بیان اینکه انسان…