در میان جمعیت مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان، به همراه دیگر همراهان خود كه جملگی لباس محلی بلوچی بر تن دارند دیده میشوند و شانه به شانه مولوی، دكتر جلالیزاده است كه به نحوی صاحب عزا به شمار میرود. ازدحام جمعیت بسیار زیاد و باورنكردنی است. مردم سنندج تنها به خاكسپاری آیتالله مردوخ را در این وسعت و شكوه به یاد میآورند.
بيانه جامعۀ كردهای مقیم مركز
مرد "ادب" را خرد فزاید و حكمت/ مرد خرد را "ادب" فزاید و ایمان
گسترش ارتباطات اجتماعی و تنوع حوزههای فعالیت زندهیاد مهندس بهاءالدین ادب آنچنان بود كه هر فرد و گروهی میتواند گوشههایی از دریافت خود را بازگو نماید. بنابراین هر آنچه در یك نوشته میآید بیان همه شایستگیها و صفات حمیده او نیست، بلكه برگ سبزی است از درخت پر باری كه سایه آرامبخشش فضاهای گستردهای را در بر گرفته و انسانهای بسیاری را شامل شده است.
در نخستین نگاه به كارنامه او دو واژه عشق و عقل برجسته مینماید: 1ـ عشق به مردم، خدمت به آنان و دفاع از حقوقشان؛ 2ـ عشق به سرزمین، فرهنگ، تاریخ و آیین آداب آن.
او سلسله مراتب ابراز این عشق را بخوبی پاس میداشت. آنگاه كه احساس مسئولیت فردی داشت با آنانكه یاریش را میجستند همراه بود و زمانی كه مسئولیت جمعی را پذیرفت، به خدمت و دفاع از حقوق جمع همت گماشت. یاری و همراهی او با مردم و نهادها عرصه فعالیتهای مدنی، اجتماعی و اقتصادی را پیمود و به گستره بیانتهای سیاست رسید. عشق او به خدمت به مردم بدانجا رسید كه در شمار معدود كسانی قرار گرفت كه بر خلاف رسم معمول دهههای اخیر از پست و منصب اعتبار نگرفت بلكه شخصیت و وجاهت ذاتی و فردی خود را هزینه نیازها و خواستههای مردم كرد.
اینجا بود كه بار سنگین "احقاق حقوق معوق" مردمی بیپناه و رنجور را بر دوش كشید تا آنان و مشكلاتشان را از محاق فراموشی و تبعیض بدر آورد و راهگشای مطالبه عدالتی باشد كه از موكلینش پنهان شده بود. نامههای سرگشاده و سخنهای وی در مجلس شورای اسلامی گواه راستینی است به دلدادگی او به مردم و سرزمینش.
عقل او از گفتار و رفتارش آشكار گشت. او كه جامعهای را كه بر عقلانیت استوار باشد و رویكرد حاكمیت در آن به ترویج عقلگرایی و عمل بر مبنای خردورزی صورت پذیرد را "جامعهای معقول" میخواند، رفتار خود را نیز برای رساندن جامعه به عقلانیت و عدالت بر تدبیر و اعتدال استوار ساخت. از این رو از افراطگرایی و ترویج و تحریك به خشونت پرهیز نمود.
او عنان احساسات زیبایش را برای دریافت حقوق مردم و رسیدن به آرمانهای معقول آنان بدست عقلانیتی داد كه بر تدبیر بحرانهای مداوم میكوشید. عقلانیت و تدبیر او خشم بسیاری را مهار كرده و جانهای بیشماری را از گزند رهانید.
هنر امانسنجی و مدیریت او در طرح موضوعات و مسائل كشور و منطقه و تلاش برای حل بیبدیل و شكیبایی و متانتش در برابر شنیدن افكار مخالفان و واكنشهای نامعقول آنان، زبانزد بود.
مرگ او نیز چون زندگانیش ویژگیهای سرفرازانهای داشت. پیكرش را كسانی مشایعت كردند كه به همه ایدهها، باورها، زبانها و ملیتها تعلق داشتند و بر دست كسانی به خاك رفت كه از آنان عشق را آموخته بود. مردمی كه قدرشناس تلاشها و خستگی های او در راه كسب سعادت و نیكبختیشان بود.
مرگ او بازتابدهنده نیاز مردمان كرد به آرمانهای او یعنی "دموكراسی، عدالت اجتماعی و توسعه متوازن" بود. نیازهایی كه سرلوحه اهداف "جبهه متحد كرد" قرار گرفت.
مرگ او پیامی رسا به همراه داشت و آن درخواست مجدد برای رفع نیازهای قانونی مردم برای دستیابی به حق برابری، حق توسعه و رفع تبعیض بود.
مرگ او نشان از آن سرود و شعر بزرگ كردی داشت كه: «نامرن ئهوانه واله دلی میله تائهژین»؛ آنانكه در قلب مردم زندگی میكنند هرگز نمیمیرند.
مرگ او مصداق این كلام خدا بود كه فرمود : «یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربك راضیة مرضیة».
————————————————————–
به یاد بهاءالدین ادب
جبهه متحد كرد شاخه ایلام
مهندس بهاءالدین ادب نماینده مردم كردستان در دورههای پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی، رئیس هیئت مدیره مهندسان ساختمان كشور و سازمان نظام مهندسی استان تهران و نیز مؤسس جبهه متحد كرد به دیار حق شتافت. وی از علمیترین شخصیتهای جامعه مهندسین كشور بود كه حسن خلق وی را محبوب تمامی ایرانیان و بویژه مهندسین كشور كرده بود. از فروتنی آن بزرگمرد همین بس كه علیرغم اینكه به یك شخصیت كشوری تبدیل شده بود ولی همواره مردم خود را از یاد نبرده و مدافع جدی مردم كرد و تمامی شهروندان غرب كشور بود. مرحوم ادب در راستای وحدت و منافع ملی ایران اسلامی طرحهای آشتی ملی، توازن منطقهای و … را تقدیم مجلس كرد و در مدح حب وطن همیشه میگفت: «ایراندوستی به مثابه یك محور، همه ایرانیان را با هر گرایش فكری و با هر اعتقاد و دینی میتواند حول خود جمع نماید و ملات چسبندگی بین اقوام مختلف ایران باشد». او میگفت كه انسان هر چه باشد، نمیتواند فاقد احساسات قومی و ملی باشد. و به صراحت اعلام میكرد برای دوام و قوام همبستگی ملی و حفظ استقلال همهجانبه كشور ضروری هم هست. این شخصیت میهنی تنوع قومیتها را یك فرصت طلایی برای توسعه همهجانبه كشور دانسته و هشدار میداد كه نباید نقاط مرزی كشور را در محرومیت و توسعهنیافتگی نگاه داشت، تا حلقه بسته مدیریتی را به بهانه مسئله قومیتها ایجاد كرد. آن مرحوم در زمان حیات خود هیچ عرصهای از جامعه خود را از نظر دور نداشت تا آنجایی كه با انتقاد از همكاران خود در مجلس، فرهنگ عامه و حتی عیاری در جامعه ایران را برای حفظ امنیت ضروری میدانست.
————————————————————–
گزارش مراسم تشییع پیكر مهندس بهاءالدین ادب
شار نیوز: مراسم تشییع پیكر مهندس بهاءالدین ادب، نماینده دوره پنجم و ششم مجلس، نامدار مرد سنندجی، روز شنبه (دهم شهریور 1386) ساعت 9 صبح از مقابل مسجدی كه خود بنا نهاده بود، آغاز شد. در حالی كه از ساعتها قبل از شهرهای دور و نزدیك مردم برای حضور در مراسم در اطراف مسجد ادب اجتماع كرده بودند.
شهر سنندج اگر چه تعطیل نشده بود اما حالت ویژهای داشت. نیروهای انتظامی مسیرهای حمل پیكر مهندس ادب ـ از مسجد به وادی رحمت بهشت محمدی ـ را مسدود كرده بودند و اگر چه اجباری به تعطیلی كسب و كار در مسیر حركت نبود اما همه مغازهها به احترام وفات ادب تعطیل بودند. چهرههای آشنای بسیاری در اطراف مسجد به چشم میخورد. از اعضای فراكسیون نمایندگان كرد مجلس ششم و نمایندگان فعلی شهرهای كردنشین آذربایجان غربی گرفته تا فرمانداران سابق، اعضای احزاب سیاسی، نمایندگانی از كردستان عراق، … و البته چیزی حدود 20 هزار نفر مردم قدرشناس كردستان.
امام جماعت مسجد ادب ضمن تشكر از حاضرین به خاطر حضورشان، اقدام به قرائت دعا و قرآن میكند و در این فاصله مردم در گروههای جداگانه و با در دست داشتن پارچهنوشتههایی به جمعیت میپیوندند.
ساعت 9:30 پیكر مهندس ادب بر روی دوش جمعیت از مسجد خارج شد و در میان آه و فغان مردم در مسیرهای مشخص شده به حركت درآمد. در میان جمعیت مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان، به همراه دیگر همراهان خود كه جملگی لباس محلی بلوچی بر تن دارند دیده میشوند و شانه به شانه مولوی، دكتر جلالیزاده است كه به نحوی صاحب عزا به شمار میرود.
ازدحام جمعیت بسیار زیاد و باورنكردنی است. مردم سنندج تنها به خاكسپاری آیتالله مردوخ را در این وسعت و شكوه به یاد میآورند. و باید اذعان داشت این جمعیت را در هیچ راهپیمایی دولتی یا غیردولتی نمیتوان دید.
بر اساس برنامهریزی كمیته برگزاری مراسم، قرار بود پیكر مهندس ادب تا نیمههای راه بر روی دوش مردم حمل شود و مابقی راه توسط آمبولانس به محل مورد نظر انتقال یابد، اما مردم یك صدا با فریاد " پیاده پیاده " راه را بر آمبولانس بستند و دوباره پیكر مرحوم ادب را بر دوش گرفتند. ساعت 10:30 دقیقه است و گرمای هوا جمعیت را خسته كرده است. ساكنان محلههایی كه پیكر مرحوم ادب از آنها عبور داده میشود برای مردم آب و شربت میآورند. همبستگی و همیاری بینظیری در بین مردم به وجود آمده است.
خانواده مهندس ادب نیز در میان جمعیت حضور دارند و "بهادر" تنها پسر آن مرحوم در بخشی از مسیر پیكر پدر را به دوش میكشد كه گرمای هوا موجب برهمخوردن حال وی میشود.
پیكر ادب ساعت 12 به بهشت محمدی میرسد. صحنه آخرین خداحافظی همسر و فرزندان آن مرحوم بسیار دردناك است و جمعیت را متأثر میسازد.
مراسم خاكسپاری انجام میشود و برخی شخصیتها به ایراد سخن میپردازند. دكتر جلالیزاده، مولوی عبدالحمید، دكتر كریمی نماینده جبهه متحد كرد، معروف صمدی نماینده مجلس پنجم، دكتر بایزید مردوخی اقتصاددان و از دوستان نزدیك ادب و… هركدام به نحوی مراتب تأسف خود را اظهار میكنند.
و اینگونه پیكر مهندس بهاءالدین ادب، به خاك سپرده شد و سنندجیهای قدرشناس با احترام فراوان وی را بدرقه كردند.