امروز :شنبه, ۲۸ دی , ۱۳۹۸
هدی اسماعیلی

مقصد خدا بود، اما در بهشت پیاده شدیم!

مقصد خدا بود، اما در بهشت پیاده شدیم!

سخنان برخی از علما باید ترند جهانی شوند. با طلا باید نوشت و در معابر عمومی بر در و دیوار کوبید تا به گوش و نگاه همه برسد، شاید که چند نفر در این میان، در آن تامل نمودند و در زندگی‌شان به کار بستند و تحولی شگرف در روحیه و مسیر حیات‌شان گذاشت…
این روزها حال هیچ‌کدام‌مان خوب نیست. گرفتاری‌های زیادی در این عصر ظاهراً ارتباطات، ما را همچون اختاپوسی احاطه کرده و چنان فکر و ذهن ما را درگیر نموده که حوصله‌ای برای دل‌مان نمی‌ماند. چند روز قبل در یادداشتی خواندم که علامه مفتی محمدقاسم قاسمی- که خدایش حفظ فرماید-، طی سخنان گران‌باری فرموده‌اند: «یکی از عواملی که سبب می‌شود کارهای روزمرۀ ما به‌خوبی پیش نروند این است که حال نمازهای ما خوب نیست. یعنی هم در کیفیت و هم در کمیت نمازهای ما نقصان وجود دارد، یا قرائت را در نماز به‌خوبی نمی‌خوانیم، یا رکوع و سجده را به آرامی و اطمینان ادا نمی‌کنیم، یا نمازها را سر وقت و با خشوع و خضوع نمی‌خوانیم. این است که می‌بینیم آثار نماز در زندگی ظهور و بروز پیدا نمی‌کند، وگرنه نماز در زندگیِ انسان شگفتی می‌آفریند.»
و در پایان هم تاکید کرده است: «روی کیفیت نمازهای‌تان دقت کنید و بر کمیت نمازهای‌تان بیفزایید. مشغله‌ها را بهانه نکنید و وقتی نماز می‌خوانید خود را در بارگاه الله تعالی تصور کنید. یقین بدانید که وقتی حال نمازهای ما خوب شود، تمام کارهای‌مان بر وفق مراد پیش خواهد رفت.»
به گمانم این حرف‌ها را قبلا هم شنیده بودم، نمی‌دانم ولی آن‌قدر این حرف برایم آشنا و خوشایند و باطراوت بود که دوباره و سه‌باره و چندباره آن چند سطر را خواندم…. خونی تازه در رگ‌هایم جاری شد و به مغزم رسید جوری که انگار از خوابی عمیق و طولانی داشتم بیدار می‌شدم. سراسر زندگی‌ام مثل یک نوار مغزی، از جلوی چشم‌ام رژه رفت و مرا برای چند دقیقه بی‌حرکت گذاشت!
بعضی از حرف‌ها را باید از اهلش شنید تا بر عمق جانت اثر کند؛ به نمازهایم فکر کردم، به اینکه از سر و تهش می‌زنم تا زودتر به کارم برسم! همان کاری که صاحبش خداست…. به سنت‌ها و نوافلی که گاهی یک‌درمیان می‌خوانم به امید اینکه دفعۀ بعد، جبرانش کنم بی‌آنکه ضمانتی برای زنده‌ماندن داشته باشم! و هر بار از کمیت و کیفیت نمازهایم کاستم و در آخر دلخوش به آنم که چند رکعتی را تحویل داده‌ام! انگار بار تکلیفی گران بر دوش‌مان نهاده‌اند و ساده‌لوحانه امیدواریم همین نمازهای سردستی، ما را به بهشت ببرد و حال زندگی‌مان خوب باشد…. ای کاش نماز می‌خواندیم، نه نماز!


دیدگاههای کاربران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید