امروز :یکشنبه, ۱۲ تیر , ۱۴۰۱

علامه عبدالفتاح ابوغده؛ یادگاری از سلف صالح

علامه عبدالفتاح ابوغده؛ یادگاری از سلف صالح

 هنگامی که صفحات درخشان تاریخ اسلامی را مورد مطالعه قرار می دهیم، با شخصیات و نوابغی مواجه می شویم که با نام و آوازه شان زینت‏بخش صفحات تاریخ بوده اند، کسانی که زمین به آنها افتخار می کند و جامعه از وجود پر برکتشان بر خود می بالد، کسانی که با آمدنشان معنای زندگی را به ما آموختند و راه و روش زیستن در این دنیا را به ما یاد دادند.

صفحات طلایی تاریخ امت اسلامی نیز سرشار از اینگونه قهرمانان است، به ویژه عالمانی که خالصانه برای خدا کار کردند و در نگهداری امانت دانش و مصونیت جایگاه و شرافت آن کوشیدند وهیچ گونه چشم داشتی به متاع دنیا و پست و مقام آن نداشتند، بلکه تمام هم و غم آنها کسب رضامندی خداوند و تلاش و پشتکار در راه به اهتزاز درآوردن پرچم دین و اعلای نام خداوند بر روی زمین بود.
بدون شک نیاز جامعه بر چنین افرادی به مراتب بیشتر از نیازش به صنعتگری و پیشرفتهای مادی است، چرا که خیر و صلاح و پیروزی جامعه بشری به این نوابغ، که هر از گاهی در طول تاریخ ظهور می کنند، وابسته است.
علامه عبدالفتاح ابوغده یکی از این شخصیتهای فرزانه و بزرگ است که صفات بارز علمی، اخلاقی و اجتماعی او در سطح جهان اسلام او را اسوه ای نیکو برای جوانان مسلمان قرار داد. در این مقاله می خواهیم فرازی از زندگی این دانشمند بزرگ را تقدیم خوانندگان کنیم.

نام و کنیه و نسب و محل تولد
نام ایشان عبدالفتاح بن محمد بن بشیر بن حسن ابوغده است و نسبش به سیدنا خالد مخزومی رضی الله عنه می رسد. عبدالفتاح در نیمه شعبان سال 1336هـ موافق 1917م در خانواده ای دیندار و پاکدامن چشم به جهان گشود. پدرش همراه پدربزرگ به کار بافندگی اشتغال داشتند و از این راه امرار معاش می کردند. آنها از ثروت زیادی برخودار نبودند، بلکه خانواده ای قانع و متوسط الحال به شمار می آمدند.

صفات و شمائل
شیخ عبدالفتاح فردی مهمان نواز و نیک سیرت و دارای خصلتهای برجسته اخلاقی بود. خداوند به او عقل و درایت والایی بخشیده بود، هیچ گاه سخن ناسنجیده بر زبان نمی راند، دارای اخلاقی زیبا و دوست داشتنی بود که با همراهان و همنشینان خود تا حد مناسب شوخی و مزاح می کرد، مجالس علمی و عادی او سراسر ادب و تربیت و نرم خویی بود. علاوه بر اینکه وی انسان زیرک و روشنفکر بود و حافظه ای فوق العاده قوی داشت، در عمل و عبادت و پرهیزگاری نیز اسوه بود، اذکار و اوراد خاصی را هنگام صبح انجام می داد و بر نمازها پایبند بود.
شیخ عبدالفتاح ابوغده رحمه الله استقامت عجیبی در راه کسب علم و مطالعه و تالیف داشت، هیج گاه قلم را ترک نمی کرد، در سفر و حضر و صحت و مرض قلم به دست بود، بیش از حد به وقتش اهمیت قایل بود، بسیار کم می خوابید. حتی در دوران جوانی چند روز پشت سر هم خواب را ترک می کرد.
یکی از ویژگی های بارز عبدالفتاح رحمه الله تواضع و فروتنی زائدالوصف او بود. اوعلاوه از اساتید و مشایخ، در مقابل شاگردان خودش تواضع کرده و خود را در مقابل آنها هیچ می دانست.

مذهب
او در مذهب حنفی مهارت کامل داشت و این مذهب را از محضر مشائخ و فقهای برجسته ای همچون شیخ مصطفی زرقاء و مفتی احمد حج کردی، مفتی احناف در حلب، فرا گرفت و خودش نیز به تنهایی در زمینه مذهب حنفی مطالعه داشت و کتب این مذهب را با غور و فکر مطالعه می کرد. او گاهی اوقات آراء و نظریه های خود را بر حاشیه کتابها می نگاشت. علاوه بر این ایشان بر مذهب شافعی نیز احاطه داشت، چنانکه شاگرد بزرگوارش محمد عوامه می گوید: «یادم است که استاد در بسیاری اوقات سوال کننده را با مسائل دقیق و ریزی از لابلای حاشیه های فقه شافعی پاسخ می داند.»

شیخ عبدالفتاح در وادی تعلیم و تعلم
شیخ عبدالفتاح در آغوش پدری پرورش یافت که به تلاوت قرآن زیاد اهمیت می داد و ارادت و دوستی خاصی نسبت به علما داشت، او همواره در مجالس آنها حاضر می شد و از وعظ و دانش آنها استفاده می کرد.
وی هنگامی که به سن هشت سالگی رسید پدربزرگش جهت تحصیل و فراگیری علم او را به مدرسه دینی که در شهر “حلب” بود برد، و از سال اول تا چهارم به خوبی در این مدرسه درس خواند و مدتی نیز به مدرسه محمد علی خطیب رفته و حُسن خط را آموخت. سپس درس را رها کرده و همراه پدر و دوستان پدرش به تجارت و صنتعگری مشغول شد و 9 سال آزادانه کار کرد، اما باز دوباره هنگامی که پا به سن نوزده سالگی گذاشت برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان “خرویه” (که وزیر عثمانی خروباش آن را تاسیس کرده بود.) شد و 7 سال در این دبیرستان درس خواند.
وی پس از اتمام دوره دبیرستان در سال 1944م وارد دانشکده الأزهر شد و مدرک لیسانس را از این دانشگاه گرفت. بعد از آن به دانشکده زبان عربی رفته و اصول تدریس را به صورت تخصصی فراگرفت و مدت دو سال در این دانشکده ماند و علم تربیت و روان شناسی را حاصل کرد و در سال 1950م با کسب مدرک روان شناسی فارغ التحصیل شد.
وی پس از فراگیری علم در دانشگاه الازهر به حلب بازگشت و در سال 1950م در آزمونی که توسط وزارت آموزش و پرورش سوریه جهت گزینش مربیان دینی و تربیتی برگزار شد، شرکت نمود و رتبۀ اول را در این آزمون کسب کرد، و اینگونه توانست کار تدریس و تعلیم را به عنوان معلّم رشته تربیت اسلامی در دبیرستانهای “خسرویه” و “شعبانیه” حلب آغاز کند، اما دیری نگذشت که ایشان به دانشکده شریعت دانشگاه دمشق اعزام شد و به مدت سه سال فقه حنفی و فقه مقارن را در این دانشکده تدریس کرد.
در سال 1385 به درخواست مفتی عربستان؛ محمدبن ابراهیم، به این دیار سفر کرده و عهده دار تدریس در دانشکده اصول دین دانشگاه محمدبن سعود شد و حدیث و علوم حدیثی را تدریس کرد و تا سال 1991 در این دانشگاه ماند. او در خلال این سالها به دانشگاههای اسلامی زیادی در گوشه و کنار جهان اسلام، همانند دانشگاههای سودان، یمن، هند و پاکستان سفر کرد.
حضرت شیخ رحمه الله در کنار فعالیت‏های تعلیم و تدریس در دانشگاه محمد بن سعود به عنوان یکی از اعضای شورای موسس “رابطة العالم الاسلامی” تعیین شد و نیز در تدوین برنامه ها و شیوه های درسی دانشگاه محمد بن سعود مشارکت داشت که بعدها به عضویت انجمن علمی این دانشگاه درآمد.
سپس ایشان به دانشگاه ملک سعود در ریاض رفته و آنجا علوم حدیث را در دانشکده تربیت در مقطع دانشجویان سال آخر به مدت دو سال تدریس کرد و بعد از آن به طور کلی مسند تدریس را ترک کرده و تا آخر عمر به بحث و تحقیق و تالیف پرداخت.

سفرهای علمی و اشتیاق وافر به علم و کتاب
شیخ عبدالفتاح رحمه الله جان و مال خود را فدای علم و دانش کرد و در این راه بر مرکب سختی ها و مشقات سوار شده و برای دست یافتن به این مطلوب نازنین مسافتهای بسیار طولانی و جانکاهی را پیمود. وی اهل و عیال و راحتی و تفریح را ترک کرده و رهسپار کشورهای عربی شد تا در آنجا با علمای طراز اول ملاقات کند و از آنها کسب فیض نماید. او فقط به این اکتفا نکرد، بلکه به کتابخانه های بزرگ در کشورهای مختلف سر می زد و کتابهای نایاب و ارزشمند را جمع آوری کرده و جهت مطالعه و تحقیق به زادگاهش می آورد. و از جمله کشورهایی که به آنها سفر کرد، عربستان سعودی، عراق، کویت، مصر، سودان، سومالی، تونس، جنوب آفریقا، اندونیزی، هند و پاکستان را می توان نام برد.
او به علم و کتاب شوق و علاقه فراوانی داشت، به طوری که کتاب به مثابه روح و روانش، و عافیت و سلامتی جانش به شمار می آمد. چنانکه خودش می فرمود: «کتاب در زندگی یک دانشمند و عالم مانند روح در کالبد و سلامتی در بدن است.»
همین شور و اشتیاق بود که وی را وادار کرد تا ارزشمندترین چیزی را که از پدرش به او ارث رسیده بود را بفروشد و قیمت آن را صرف خرید کتاب کند، و اینگونه در زادگاهش کتابخانه بزرگی گرداآوری کرد که در آن از هر فن و علم کتاب یافت می شد، که بیشتر آنها را از انتشاراتهای مختلف کشورهای عربی و مغرب و هند و پاکستان به سختی جمع آوری کرده بود و بهای آن را با جوهر جان و روان و سلامتی خودش پرداخت نموده بود، بطوری که خریدن کتاب را بر هر چیز مقدم می دانست. تا اینکه با گذشت زمان تبدیل به یک کتابخانه بس بزرگ و مفید شد.

شیخ عبدالفتاح ابوغده در عرصه علم حدیث
شیخ عبدالفتاح ابوغده رحمه الله شوق و علاقه زیادی به حدیث داشت و بیشترین وقتش را صرف تالیف و تحقیق کتابهای حدیثی می کرد. ایشان یکی از پیشگامان و طلایه داران علم حدیث در عصر حاضر بود که در زمینه حدیث مذهب و روش خاصی را پیش گرفت که خصوصیات و ویژگی های منحصر به فردی داشت، و با این وصف توانست خدمتی بس بزرگ و گرانسنگ، آن هم در عصری که اتهامات و شبهات پیرامون صحت و ثبوت حدیث به اوج خود رسیده است، انجام دهد.
از جمله دستاوردهای بزرگ وی در زمینه علم حدیث این است که کتابخانه حدیثی که علمای هند ایجاد کرده بودند را باز کرده و گنج های موجود در این کتابخانه را بیرون آورده و تقدیم جویندگان آن در دیار عرب کرد. “عمرو بن حامد گیلانی” در بیان این پدیده که ایشان آن را ایجاد کرد ، می نویسد: «در شبه قاره هند نهضت علمی بزرگ و شامل جهت خدمت به حدیث شریف برخاست، که گمان نمی کنم همانند این نهضت هم از لحاظ کثرت جویندگان و طلاب علم و مولفان و هم از لحاظ تنوع و گستردگی و گوناگونی مباحث آن، جای دیگری یافت شود، علمای هندی مجموعه زیادی کتاب در علم حدیث نوشتند و کتابخانه ای بزرگ ایجاد کردند، اما تا مدتها این مجموعه متروک ماند و دروازه های آن بر جویندگانش بسته بود، تا اینکه عبدالفتاح ابوغده با باز کردن دروازه های این کتابخانه برهمگان منت نهاد و این مجموعه حدیث را در دسترس دیگران قرار داد.»
شیخ عبدالفتاح در سال 1382به هند رفته و میراث فرهنگی علمای هند را گرفته و بازگشت و آستین همت را بالا زده و به تحقیق و تعلیق این آثار گرانقدر پرداخت.
ایشان پنج کتاب و رساله از رسائل علامه عبدالحلیم لکهنوی را تحقیق و منتشر کرد. این کتابها عبارتند از:
1- الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل؛ 2- الأجوبة الفاضلة؛3- إقامة الحجة علی الإکثار من التعبد لیس ببدعة؛ 3- سیاحة الفکر فی الجهر بالذکر؛ 5- تحفة الأخیار بإحیاء سنة سیدالأبرار.
شیخ عبدالفتاح همچنین کتاب “قواعد فی علوم الحدیث” تألیف مولانا ظفر احمد عثمانی، و نیز کتاب “التصریح بما تواتر فی نزول المسیح” تألیف علامه أنورشاه کشمیری را تحقیق و منتشر کرد.

نبوغ علمی شیخ عبدالفتاح رحمه الله
نشانه های زیرکی و نبوغ از همان دوران تحصیل در چهره شیخ عبدالفتاح هویدا بود، چنان که توجه بسیاری از اساتید را به طرف ایشان جلب کرد، که در مناسبات مختلف نبوغ و هوش وی را یادآور می شدند. مصطفی زرقاء، استاد عبدالفتاح در جلسه بزرگداشت وی چنین می گوید: «ویژگی ای که عبدالفتاح را از دیگر دانش آموزان متمایز می سازد دقت بیش از حد وی در تحقیق و پژوهش است.»
حافظه فوق العاده گیرای او همراه شور و شوق بیش از حدش او را گنجینه معلومات و اطلاعات مهم و نکات علمی قرار داده بود، و هر وقت که می خواست از این گنجینه علمی استفاده می کرد.
شیخ مجاهد شعبان می گوید: «علامه ملقینی یکی از اساتید ما می فرماید که هنگامی که عبدالفتاح در دانشکده شرعی درس می خواند، برگه امتحانی وی در میان اساتید گذاشته می شد و اساتید دور آن حلقه می زدند و از آن استفاده می کردند.»

شیخ عبدالفتاح و روش تالیف و تحقیق
از مهمترین ویژگیهای تألیفات شیخ عبدالفتاح ابوغده می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1ـ دقت در گزینش کلمه های مناسب، با کیفیت بالا و انسجام سبک. در کتابهای وی نقصهایی نظیر ابهام و پوشیدگی کلمات و تعابیر و یا ضعف اسناد حدیثی و یا غیر معقول بودن مطالب دیده نمی شود.
2- اعراب گذاری و شرح کلمات مشکل؛
3- بازنگری و اضافات در نوبتهای متعدد چاپ و نشر؛
4- شیخ عبدالفتاح در تالیف کتب، قوائد و معلومات مهم را طی سالها، اندک، اندک،جمع آوری می کردند تا اینکه تبدیل به یک اثر گرانسنگ و قیمتی می شد، همانند کتاب «صفحات من حبرالعلماء» که در مدت 20 سال آنرا جمع آوری کرد.

دستاوردهای علمی
علامه ابوغده آثار علمی زیادی از خود به جای گذاشت که تعداد آنها به بیش از 67 کتاب – تالیف و تحقیق- در فنون مختلف از جمله حدیث، فقه، تراجم رجال، منطق، لغت، اخلاق و آداب می رسد، که اکثر آنها در زمینه علوم حدیثی نگاشته شده است.
دکتر یوسف قرضاوی در تقریظ کتابهای وی می نویسد: « شیخ عبدالفتاح ابوغده آثار علمی برجسته ای از خود به جای گذاشت، که اهل علم قدر و منزلت آن را می دانند. بیشتر آنان در علم حدیث و رجال شناسی است.»
کتابهای او از لحاظ تحقیق و بررسی موشکافانه و ممتاز است که این دقت و تحقیق در واقع حاصل شخصیت علمی ایشان است که در مدارس دینی حلب و دانشگاه ازهر مصر و حلقه های درس بزرگان و علما به این جایگاه رسیده بود.

مشایخ و اساتید
تعداد مشائخ و اساتید وی به 120 عالم برجسته می رسد که بیشتر آنها از علمای حلب، ازهر، هند، پاکستان، مغرب، حجاز و نجد هستند. در حلب ایشان علم را از علمایی همچون شیخ ابراهیم سلقینی، شیخ محمد راغب طباخ، شیخ محمد ناشد، محمد سعید الادلبی، شیخ احمد زرقاء، مصطفی زرقاء، شیخ احمد کردی و… فرا گرفت.
از اساتید مشهور وی در الأزهر می توان شیخ محمد الخضر حسین، شیخ عبدالمجید دَرّاز، شیخ عبدالحلیم محمود،شیخ محمد شلتوت، شیخ مصطفی صبری و … را نام برد.
هنگامی که ایشان به هند و پاکستان سفر کرد با علمای بزرگ و مشهور این خطّه ملاقات کرده و جلوی آنها زانوی تلمذ زد. از جمله آنها می توان علامه مفتی محمد شفیع- مفتی اعظم پاکستان-، شیخ مفتی عتیق الرحمن، محدث زکریا کاندهلوی، شیخ محمد یوسف کاندهلوی وشیخ محمد یوسف بنوری  را نام برد.
همچنین ایشان به سرزمین های اسلامی زیادی نظیر مغرب، یمن، حجاز، بصره و بغداد سفر کرد و با علمای آن دیار ملاقات کرده و از آنان کسب فیض نمود. حتی برخی از کسانی که در مورد زندگی این عالم قلم فرسایی کرده اند تعداد اساتید وی را به 180 تا 200 استاد رسانده اند.
حضرت شیخ رحمه الله به یادگیری خیلی شوق داشتند و تمام تلاشش بر این بود تا از تمام کسانی که با آنها ملاقات می کند کمال استفاده را ببرد وهیچ گاه اختلاف رأی و نظر برخی از اساتید و مشائخ مانع یادگیری او نشد، که این امر خود نشانۀ بلندپروازی و گستردگی افق دید وی است که باعث شد با تمام اساتید خود با وجود اختلاف رأی و عقیده رابطۀ خوب و نیک برقرار کند و افکار و آرای خوب آنها را گلچین کرده و با عقیده و مذهبشان کاری نداشته باشد.

شاگردان
تعداد زیادی از دانشجویان و طلاب از گوشه و کنار جهان اسلام به خدمت شیخ عبدالفتاح رسیده و از محضر وی کسب فیض کردند که اکثریت آنها از سرزمین های شام و نجد بودند.
از شاگردان مشهور وی در حلب می توان به شیخ محمد عوامه، شیخ ابوالفتوح البیانونی، عبدالستار أبوغده، عبدالله عزام و شیخ تمیم عدنانی اشاره کرد.
هنگامی که ایشان به مدت 23 سال در دانشگاه محمد بن سعود بر مسند تدریس نشست، جمع بزرگی از طلاب و علم‏دوستان، که اکنون هر کدام از آنها ستارگانی در آسمان علم و دانش به شمار می آیند، در محضر شیخ زانوی تلمذ زده و از دانش و فیوضات استاد بهره بردند. منجمله: علامه صالح اطرم، شیخ زاهر عواض، شیخ عبدالرحمن بن عتیل ظاهری، شیخ فهد بن عبدالرحمن رومی، شیخ عبدالله حکمی، شیخ عبدالعزیز سریری،شیخ مفتی محمد رفیع عثمانی،  شیخ مفتی محمد تقی عثمانی و شیخ سلمان ندوی. شیخ محمد بن عبدالفتاح رشید نیز از کسانی است که در سالهای آخر زندگی در مصاحبت شیخ بود.

عبدالفتاح ابوغده از دیدگاه معاصرین
شخصیتهای اسلامی و علمای معاصر شیخ عبدالفتاح در مورد جایگاه و شخصیت وی سخنان گهربار و نغزی گفته اند که اشاره به شخصیت علمی و عملی و اخلاقی ایشان دارد.
از جمله کسانی که در مورد وی لب به سخن گشوده و قلم بدست گرفته شیخ ابوالحسن ندوی است- ایشان با وجود تاثیر عمیقی که از شیخ عبدالفتاح داشت می فرماید: «اما بعد، از من خواسته شد تا مقدمه ای مانع و جامع و مفید، در مورد یادگار سلف صالح، مرجع محدثین در عصر حاضر و دانشمند بزرگ، فقیه و اصولی و محقق و نابغه زمان، و داعی الی الله شیخ عبدالفتاح ابوغده رحمه الله بنویسم. امام ندوی رحمه الله در تقریظ کتاب «صفحات من صبرالعلماء» می نویسد: [شیخ عبدالفتاح ابوغده] عالمی ربانی و یادگار علمای سلف در بلندهمتی، وسعت دید و مهارت در علوم و فنون مختلف است.»
علامه شیخ مصطفی زرقاء در مراسم بزرگداشت شیخ عبدالفتاح رحمه الله می گوید: «هنگامی که ایشان در مصر تشریف داشتند به حدیث نبوی و علوم حدیثی و مراجع آن توجه و اهتمامی خاص داشتند، تا اینکه به عنوان مرجع و امام در این علم شناخته شد. ایشان بنده را برای خود مرجع در علم فقه قرار داده بودند و بنده ایشان را مرجع خود در علم حدیث قرار داده بودم.»
شیخ مصطفی زرقا که خود یکی از دانشمندان و محققان ماهراست می فرمایند: شیخ عبدالفتاح فردی است که خداوند فتاح درهای علوم نافع و سودمند را برای او گشوده بود و به او بیان روشن و توفیق تحقیق و بحث های مفید داده بود، که بوسیله آن کتابخانه های اسلامی را در بسیاری اززمینه های غنی ساخت و تعداد زیادی از انسان های دنبال حقیقت را آگاه کرد.
علامه عبدالرشید نعمانی نیز در مدح و ثنای ایشان می فرماید: زینت سرزمین های برگزیده و یکی از افتخارات آن علامه و محدث و دانشمند بزرگ و عالم ممتاز و ماهر و ادیب توانا و زبردست، شیخ عبدالفتاح است.

پرگشودن به سوی عالم بقا
سرانجام پس از سالیان درازی تلاش پیگیر در راه دین خدا این ستاره پر فروغ آسمان، علم و معرفت در سحرگاه روز یک شنبه 9شوال 1417هـ در شهر ریاض أفول کرد. و ظهر روز 2 شنبه در مسجد راجحی شهر ریاض نماز جنازه اش خوانده شد و بعد با هواپیما به مدینه منوره منتقل شد و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

 

 

 


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین بخوانید