امروز :دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰

قرآن مجید و دیگر صحیفه‏های آسمانی در ترازوی علم و تاریخ

قرآن مجید و دیگر صحیفه‏های آسمانی در ترازوی علم و تاریخ
qoran-18-3صحیفه‏های آسمانی قبل از قرآن مجید همیشه مورد تحریف و تغییر قرار می‏گرفتند، زیرا خداوند متعال حفظ و بقای آنها را به عهده نگرفته بود. بلکه این کار را به عهدۀ علمای آن زمان گذاشته بود. از طرفی دیگر نیاز بشریت به صحیفه گذشته فقط تا یک زمان معینی تعلق گرفته بود.

قرآن مجید در همین خصوص می‏فرماید: «إنا أنزلنا التوراة فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء» [مائده:44] (بدرستی که ما توراتی را که دارای هدایت و نور بود فرو فرستادیم. پیغمبران فرمانبردار و مشایخ و علما بوسیله آن به یهودیان حکم می‏کردند. چرا که آنان به عنوان محافظین کتاب خدا تعیین شده بودند و بر آن گواه بودند).
مطلب فوق واقعیت علمی و تاریخی است به طوری که خود امتهای گذشته به آن اعتراف کرده‏اند، صحیفه‏های عهد عتیق مرتباً دست‏خوش غارت‏گری و آتش‏سوزی قرار می‏گرفتند، مورخین یهود بر این امر اتفاق نظر دارند که سه بار چنین حوادثی اتفاق افتاده است، نخستین بار زمانی بود که “بخت‏النصر”(Nebuchadezzar 5-6-564ق.م) پادشاه بابل بر یهودیها در سال (586ق.م) حمله کرد و بیت المقدس را که حضرت سلیمان علیه السلام در آنجا نسخه‏های تورات و تبرکات آل موسی و آل هارون را در آن محفوظ کرده بود به آتش کشید. یهودیان باقی مانده را اسیر کرد و به بابل برد و پنجاه سال در آنجا نگاه داشت، بعد از آن “عزیر پیامبر” پنج صحیفه را که به نام تورات بودند دوباره از حافظه خود دیکته کرد و واقعات را به شیوۀ تاریخی ثبت کرد و سپس “نحیما” کتابهای دیگری را اضافه کرد و زبور داوود علیه السلام را ملحق نمود.
بار دوم زمانی بود که “انطیوخوس چهارم”(Antiochus) که لقبش “ابیقانس” و پادشاه انطاکیه یونان بود در سال 168ق.م به بیت المقدس حمله کرد و صحیفه مقدسه را به آتش کشید، و تلاوت تورات و شعایر و روایات یهود را ممنوع اعلام کرد. بعد از آن “یهودا مقابی” صحیفه‏های مقدس را جمع‏آوری نمود واز سر نو ترتیب داد و به صحیفه‏های عهد عتیق سلسله دیگری را اضافه نمود.
بار سوم زمانی بود که “تیتوس” (Titus) (81-40م) پادشاه رومی در سال 70م به بیت المقدس حمله کرد و آن را همراه هیکل سلیمان منهدم نمود و ویران ساخت و صحیفه‏های مقدس را همراه خود به عنوان یادگار فتح به پایتخت روم برد و یهودیان را تبعید کرد و در اطراف شهر مردم دیگر را سکونت داد.
با توجه به حوادث فوق و دلائل دیگر، دیدگاه یهودیان درباره صحت و حفاظت کتابهای آسمانی‏شان با دیدگاه مسلمانان درباره صحت و حفاظت قرآن خیلی متفاوت است.
مسلمانان هر کلمه قرآن مجید را کلام الهی و منزّل من‏الله می‏دانند و به محفوظ بودن آن از بدو نزول تا آخر اعتقاد دارند. اما یهودیان نقص و اضافه را منافی کتابهای آسمانی نمی‏دانند. آنها در این اشکالی نمی‏بینند که پیامبران را مؤلف کتابها قلمداد نمایند.
خوانندگان عزیز از اقتباس‏های زیر می‏توانند به نقطه‏نظر یهودیان درباره کتب مقدس‏شان پی ببرند:
در دائرة المعارف یهود که توسط دانشمندان ممتاز یهودی تدوین شده است این عبارت به چشم می‏خورد: «یهودیها در این زمینه تردیدی ندارند که در بعضی از کتابهای عهد عتیق تغییر و اضافه‏هایی صورت گرفته است. (Jewish Encyclopedie.London.p.93) طبق روایات قدیم یهود پنج کتاب نخست تورات تألیف موسی هستند (به جز هشت آیه آخر که در آن واقعه موت حضرت موسی علیه السلام مذکور است) اما ربّی‏ها مرتبا به تناقضات و اختلافات این صحیفه‏ها توجه کرده‏اند و با حسن تدبیر در صدد اصلاح آن بر آمده‏اند.» [دائرة المعارف یهود9/589].
“اسپینوزا”(Spinoza) می‏گوید: «پنج کتاب نخست عهد عتیق از تألیفات موسی نیستند بلکه عذرا آنها را تالیف کرده است.»[دائرة المعارف یهود9/590]
تحقیقات جدید ثابت کرده است که پنج کتاب نخست عهد عتیق از 28منبع أخذ شده است. [مدرک سابق]
اما موضوع اناجیل اربعه (که به آنهاعهد جدید گفته می‏شود) بدتر از عهد عتیق است. درباره مولفین آن شک و تردیدهای گوناگونی وجود دارد؛ در میان حضرت مسیح علیه السلام و نویسندگان عهد جدید مسافت‏هایی وجود دارد که طی کردن آن از عهدۀ مورخین و محققین خارج است، زیرا انجیل‏های مزبور در ازمنه مختلف توسط شوراهای دینی مرتبا از مراحل اصلاح و تغییر گذر کرده و به این حالت رسیده‏اند. در واقع این انجیل‏ها به جای اینکه بر وحی و الهام مبنی باشند، بیشتر به کتب تذکره و حکایات شباهت دارند و هر کسی که با نظر عمیق ادوار تاریخی آنها را بررسی نماید این مدعا را تصدیق خواهد کرد که این انجیل‏ها از نظر استناد و اعتماد حتی با کتب درجه سه احادیث و سنن مسلمین نیز برابری نمی‏کنند چه برسند به کتب صحاح سته؛ زیرا کتاب‏های سته با سند متصل به رسول الله صلی الله علیه وسلم منتهی می‏شوند.
و حدیث صحیح نزد مسلمانان به حدیثی گفته می‏شود که راویان معتبر و امین با سند آن را نقل کرده باشند و در آن هیچ گونه نقصی (علت و شذوذ) یافته نشود. اما انجیل‏های مذکور فاقد هرگونه سند می‏باشند، سند آنها تا مؤلفان و از مؤلفان تا حضرت عیسی علیه السلام مفقود می‏باشد. گذشته از این، زبانی که آن صحیفه‏ها به آن نازل شده‏اند تغییر یافته است، و اکنون فقط ترجمه‏هایی از آنها یافت می‏شوند. از این جهت می‏توان آنها را به کتاب‏های درجه چهارم حدیث تشبیه کرد که از معیار بلند تحقیق و صلاحیت و صحت برخوردار نیستند و بنابر همین واقعیت‏ها مقایسه آنها با قرآن هرگز درست نیست. خاورشناس نو مسلمان “موسیوایتین” ضمن معرفی انجیل‏های فوق آنها را چنین ارزیابی کرده است: «بدون تردید آن انجیلی که خداوند متعال به حضرت عیسی داده و به زبان قومش نازل کرده بود ضایع شده است، و اکنون نام و نشانی از آن وجود ندارد، آری! آن انجیل یا خودش از بین رفته یا از بین برده شده است. مسیحیان به جای آن، چهار کتاب دیگر را جایگزین کرده‏اند که صحت آنها مشکوک می‏باشد، زیرا این کتابها به زبان یونانی می‏باشند و زبانی که با زبان سامی حضرت عیسی هیچ گونه هماهنگی ندارد. به همین دلیل ارتباط این انجیل‏های یونانی با خداوند متعال به نسبت تورات و قرآن خیلی پایین‏تراست.» [اضواء علی المسیحیه، 53-52]
مطالب و مضامین عهد عتیق نیز به اشتباهات صریح تاریخی و ضد و نقیض‏های واضح دلالت می‏کنند. مطالبی به خداوند متعال نسبت داده شده است که اصلاً شایسته جلال و کمال حضرتش نیست؛ و برخلاف عقل سلیم می‏باشد.
همچنین اتهاماتی بر انبیا علیهم السلام وارد شده است که انسانهای عادی از آن مبرّا هستند چه برسد به انبیا علیهم السلام.
کلاً شواهد متعددی در تورات و انجیل (کتب عهد عتیق (Bible) وجود دارد که بر تغییر و اضافه مطالب اصلی آن صریحاً دلالت می‏کند. (جهت تفصیل به کتاب “إظهارالحق”، تالیف منحصر بفرد در موضوع خود، اثر مولانا رحمت‏الله کیرانوی (م1308) مراجعه شود، علامه رحمت‏الله 122مورد اختلاف لفظی و 108مورد اشتباهات صریح بر شمرده است که هیچ تاویلی در آنها امکان‏پذیر نیست. إظهارالحق به زبان عربی نوشته شده و دوست فاضل علامه محمد تقی عثمانی آن را ترجمه کرده و بر آن مقدمه‏ای ارزنده اضافه نموده است. این کتاب در کراچی به نام “بائبل سی قرآن تک” (از انجیل تا قرآن) چاپ شده است).
مطالب خود کتاب عهد عتیق (Bible ) به اشتباهات صریح تاریخی آن و ضد و نقیض موجود در آن اشارت دارند، به وضوح معلوم می‏شود که چیزهایی در آن به (الله جل شانه) منسوب شده است که با جلال و کمال حضرتش منافات دارند و با صفات متفق علیه در تضاد هستند و بر خلاف عقل سلیم می‏باشند.
در عهد عتیق اتهاماتی به پیامبران الهی نسبت داده شده که انسانهای عادی از آن به دور هستند. علاوه بر آن شواهد درونی تورات و انجیل نشانگر اضافه و تغییر در مطالب آن می‏باشند.
این حال صحیفه‏هایی است که از سالیان دراز دو ملت متمدن (یهود و نصاری) به آنها اعتقاد دارند و اسلام و مسلمین نیز تا این حد به معتقدان این صحیفه‏ها امتیاز قائل شده‏اند که به آنان لقب اهل کتاب داده‏اند، اما کتاب “وید” هندی‏ها و “اوستا” ایرانی‏ها به درستی نمی‏توان گفت که از چه مراحلی عبور کرده و با چه حوادثی روبه‏رو گشته‏اند و چقدر از مطالب اصلی‏شان محفوظ مانده است، و دقیقاً از چه زمانی به وجود آمده‏اند.
“ای.بارتهـ”(A.Barth)، نماینده مجتمع آسیایی پاریس، در کتابش (مذاهب هندوستان) می‏نویسد: «اگر ما مطالب الحاق شده را جدا کنیم، که این کار مشکل هم نیست، آنگاه عبارات اصلی این صحیفه کماکان باقی می‏ماند که در هیچ جایش ادعا نمی‏کند که از جانب خداوند است. در عبارت آن به کثرت تحریف و اضافه صورت گرفته است، البته قصد بدی در کار نبوده است، درباره عمر این صحیفه به طور قطع نمی‏توان چیزی گفت آن قسمت‏هایی که دوران اخیر توسط براهمه نوشته شده است بیش از پانصد سال قدمت ندارد. اما بقیه مطالب “وید” بقدری قدیمی‏اند که تعیین زمان آن امکان‏پذیر نیست».
اکنون ببینیم دانشمندان ممتاز هدوئیسم و محققان صاحب نظر هندوستان درباره این کتابها چه می‏گویند، در این خصوص به دو اقتباس زیر توجه کنید:
1ـ “سریش چندر چکرورتی”، استاد دانشگاه کلکته، در کتابش (Philosoohy of the Upanishads) می‏نویسد: «در این خصوص دو نظریه ارائه شده است، که طرفدار نظریه اول “بال گنگادهرتلک” و طرفدار نظریه دوم (maxmullar) می‏باشد. “بال گنگادهرتلک” معتقد است که مناجات ویدها4500سال قبل از مسیح بوجود آمده است، اما نظر “میکس ملر” این است که قدمت وید از 2200سال بیشتر نیست، در عین حال او معتقد است که “رگ وید” قدیمی‏ترین مدرک اندیشه‏های آریایی می‏باشد. به هر حال بدون اینکه درباره عمر “رگ وید” به طور دقیق بتوانیم چیزی بگوییم آنچه واقعیت دارد این است که مجموعه مناجات‏های “رگ وید” در زمان واحد به رشتۀ تحریر در نیامده است، و باید بپذیریم که مناجات‏های “رگ وید” در ظرف چند قرن تألیف شده است.»[چاپ کلکته 1935م-ص،26-24]
2ـ دانشمند معروف هندی دکتر “رادها کرشنن” (رئیس جمهور اسبق هند) درباره اندیشه اساسی ویدها در کتاب خود ( Indian Philosophy) چنین می‏نویسد: «روی هم رفته ایدئولوژی ویدها نه مشخص است و نه روشن، به همین دلیل مکتب‏های گوناگونی در این زمینه وجود دارند، علاوه بر این ویدها به قدری دارای وسعت می‏باشند که نویسندگان با کمال آزادی می‏توانند برای اعتقادات خود از آن بهره بگیرند.» [چاپ لندن1927م-ص،32-31]
اوستا
اما درباره حقیقت “اوستا” صحیفه مقدس ایرانیان قدیم به تحقیق دانشمند معروف غرب بسنده می‏کنیم؛
“رابرت ایچ پفائفر” (( Robert H PFEIFFER، رئیس اسبق دانشکده ادبیات دانشگاه هاروارد، در کتاب «دائرة المعارف دینی» [An EncycloPedia of religion) می‏نویسد: «اوستا(به لحاظ روایت) مجموعه علوم بود، اسکندر قسمت بیشتر آن را از بین برد، سپس کتابی دیگر مشتمل بر قسمت‏های باقیمانده در قرن سوم تدوین گردید. اما در واقع یک بخش یا “نسک” [nosk] از آن به نام ویندیداد [vendidad] محفوظ مانده است، در قرن نهم میلادی فقط بخشی که متعلق به عبادات بود به هندوستان برده شد که اکنون در پنج حصه یافته می‏شود که عبارتند از: “یاسنا” [yasna]،”گاتها” [Gatha]،”ویسپرد” [Vespered]،”ویندید” [Vendid] و “خورداوستا” [khorda Avesta].»
اما قرآن مجید که آخرین کتاب منزل خداوند و عهده‏دار هدایت بشر و ارتباط خالق با مخلوق، و دعوت الی الله تا قیامت می‏باشد، دارای وصف متفاوتی از سایر کتب می‏باشد. خداوند متعال خودش عهده‏دار حفاظت آن از هر گونه تحریف و تغییر است. چنانکه می‏فرماید: «وإنّه لکتبٌ عزیزٌ لاّیأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیلٌ مّن حکیمٍ حمیدٌ» [حم السجده:41-42](این کتابی است عالی مقام، دروغ به آن راه ندارد نه از جلو و نه از پشت، فرو فرستادۀ دانای ستوده است).
خداوند متعال حفظ و صیانت قرآن مجید را از دست‏برد هر حادثه‏ای تضمین کرده است، چنانکه می‏فرماید: «إنّا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون»[حجر:9] (همانا ما قرآن مجید را نازل کردیم و خودمان آن را حفاظت خواهیم کرد).
همانا این وعدۀ الهی متضمن حفظ و بقای قرآن مجید، نشر و گسترش کلمات آن و مفهوم شدن معانی‏اش درهر زمان می‏باشد، و به عبارت دیگر این وعدۀ الهی ناقابل عمل‏بودن و فراموش شدن قرآن مجید را کاملاً نفی می‏نماید، زیرا کلمه حفظ در زبان عربی دارای معانی گسترده و عمیقی می‏باشد.

چگونگی تضمین حفظ و بقای قرآن
وقتی الله جل‏ شأنه حفظ و بقای این کتاب عظیم را با تمام لوازمش تضمین نمود. عوامل و اسباب آن را نیز در خارج فراهم کرد و دلها را برای این منظور آماده نمود. بنابر همین بود که هرگاه آیات قرآن از زبان آنحضرت صلی الله علیه وسلم شنیده می‏شد مسلمانان فوراً آن را به خاطر می‏سپردند و بر دلها نقش می‏کردند و برای این منظور حتی به رقابت می‏پرداختند، یکی از عوامل این رقابت همان محبت فطری بود که در دلهایشان نسبت به قرآن ودیعه شده بود وعامل دیگرتحصیل ثواب و فضیلت‏هایی بود که در قرآن بیان شده است، بلاغت و اعجاز قرآن و حلاوت کلمات آن نیز در این خصوص نقش داشت. افزون بر این مسلمانان در امور عبادت و احکام و معاملات، تمدن و اجتماع، و ابعاد گوناگون زندگی به قرآن مراجعت می‏نمودند از این طریق ارتباط و علاقه‏شان به قرآن مجید روز به روز افزایش می‏یافت آنها سرانجام شیفته قرآن گردیدند و بکثرت قرآن مجید را حفظ می‏کردند، آمار حافظان چنان بالا رفت که فقط در حادثه “بئرمعونه” هفتاد حافظ و قاری قرآن به شهادت رسیدند و از آن روز به بعد تعداد حافظان قرآن روز به روز افزایش یافت و فرهنگ حفظ همچنان رواج‏پذیر می‏باشد و در هر گوشه جهان ادامه دارد. فرزندان مسلمین در زمینه حفظ و قرائت و خوب خواندن قرآن مرتباً به رقابت می‏پردازند، عموم مسلمین چنان به تلاوت قرآن عشق و علاقه دارند که شاید برای خیلی از غیرمسلمانان قابل باور نباشد و امروزه تعداد حفاظ به صدها هزار نفر می‏رسد.

خدمات ابوبکر و عمر- رضی الله عنهما-
پس از جنگ یمامه و به شهادت رسیدن تعداد کثیری از حافظان قرآن مجید خداوند متعال نائبان راستین حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و مسئولین  امر مسلمین را به این واقعیت متوجه کرد، چنانچه در زمینه نگهداری قرآن فقط به زمینه حافظه‏ها تکیه شود مبادا با شهید شدن حفاظ بقای قرآن مجید به خطر افتد، نخستین کسی که این خیال به ذهنش خطور کرد حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه بود. او کسی بود که در تشخیص مصلحت و ضرورت مسلمین در میان صحابه کرام ممتاز بود. خواسته‏های قلبی او اغلب با اهداف شریعت هماهنگ می‏شد. حضرت عمر رضی الله عنه به خلیفه رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد کرد که به جمع‏آوری و تدوین قرآن مجید که بر روی سنگ‏ها و پوست‏ها و چوب‏های خرما نوشته شده بود یا در سینه‏ها محفوظ بود اقدام نمایند. (در عربی کلمه “لخاف” آمده که جمع “لخفه” است و به معنی “سنگ سفید” می‏آید و کلمه دیگر “عُسُب” است که جمع”عَسب” می‏باشد که به شاخه خرما که برگ نداشته باشد گفته می‏شود).
خداوند متعال قلب حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه را برای این منظور مطمئن کرد. او برای این منظور حضرت زید بن ثابت رضی الله عنه را انتخاب کرد و این مسئولیت سنگین را بر دوش او سپرد. حضرت زید با جدیت کامل و اهتمام بلیغ این مأموریت را انجام داد، و قرآن را از روی نوشته‏های پراکنده و سینه‏ها جمع‏آوری نمود. بدین طریق قرآن به شکل صحیفه‏ها بوجود آمد.

در زمان حضرت عثمان رضی الله عنه
در زمان خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه به دلیل کثرت فتوحات اسلامی حافظان و قاریان به نقاط مختلف جهان اسلام منتشر شدند. مردم هر منطقه‏ای روش قرائت فردی را که به آن منطقه اعزام شده بود قبول کردند. بدین طریق روشهای گوناگون قرائت بوجود آمدند، از طرفی با مسلمان شدن مردم عجم لهجه‏های خواندن متفاوت گردید. اینجا بود که صحابه کرام رضی الله عنهم اجمعین ترسیدند که مبادا تبدیل و تحریفی در قرآن صورت بگیرد، این مشکل را نزد حضرت عثمان رضی الله عنه مطرح کردند، حضرت عثمان رضی الله عنه دستوردارد مصحف واحدی از روی صحیفه‏های مختلف با قرائت متواتره نوشته شودو نسخه‏های متعددی از این مصحف به هر منطقه‏ای فرستاده شد و یک نسخه در مدینه منوره به نام “الإمام” نگهداری شد.
مسلمانان در شرق و غرب نسخه‏های جدید را قبول کردند و به نسلهای بعدی منتقل نمودند. از آن روز به بعد مردم در سراسر جهان به مصحف عثمانی اعتماد نموده‏اند و طبق آن حفظ و تلاوت می‏نمایند.
این واقعه مربوط به سال 25هجری می‏باشد، از آن تاریخ تا کنون هیچ کس در جوامع اسلامی درباره مصحف عثمانی نه اختلافی از خود بروز داده و نه نسخه متفاوتی از کتابخانه و موزه‏ای پیدا شده است. (مستر “ای منگانا”، استاد اسبق دانشگاه منچستر، می‏نویسد: «درکتابخانه‏های اروپا نسخه‏های متعددی از قرآن مجید وجود دارد که قدیمی‏ترین آنها مربوط به قرن دوم هجری می‏باشد. اما هیچ تفاوتی میان آنها وجود ندارد، البته در طرز نوشتن و رسم‏الخط مقداری تفاوت دیده می‏شود.» “نولدیک” [Noeldeke] در مقاله دائرة‏المعارف ادیان نیز به همین واقعیت اعتراف نموده است).
بعد از اینکه کارجمع و تدوین به مرحله تکمیل رسید از آن وقت تا کنون مسلمانان بر قرآن مجید اجماع دارند و از نظر اسباب ظاهری به سبب کثرت علما و حفاظ و کثرت چاپ و نشر قرآن مجید از هر گونه تحریف و دستبرد کاملاً مصون و محفوظ مانده است.

اعترافات دانشمندان غربی
در دایرة‏المعارف “بریتانیکا” به این واقعیت اعتراف شده است که: «قرآن مجید در روی زمین تنها کتابی است که بیش از همه خواننده دارد.» [دائرةالمعارف بریتانیکا، عنوان “محمد”] .
مستشرقان و محققان اروپایی گرچه قرآن مجید را به عنوان یک کتاب منزّل من‏الله قبول ندارند، اما آنها نیز واقعیت بالا را پذیرفته‏اند. اینک ما گفتارهایی از محققان مسیحی در این خصوص برای خوانندگان نقل می‏کنیم:
“سرولیم میور”، کسی است که به تعصب علیه اسلام و پیامبر صلی الله علیه وسلم به قدری معروف است که حتی مشعل‏‎دار تحصیل جدید “سر سیداحمد خان”، مؤسس دانشگاه علی‏گره، در رد کتاب او خطبات احمدیه خودش را تالیف نموده است. سرو لیم میور در کتاب مزبور چنین می‏نویسد: «هنوز ربع قرن از رحلت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم نگذشته بود که اختلافات و تفرقه‏هایی پدید آمد که بر اثر آن، حضرت عثمان به شهادت رسید و این اختلافات هنوز نیز وجود دارد. اما همه فرقه‏ها اعتقاد براینند که قرآن مجید یکی است. در واقع اتفاق نظرفرقه‏های گوناگون بر قرآن مجید، دلیل انکارناپذیری بر این امر است که صحیفه‏ای که پیش روی ما قرار دارد عین همان صحیفه‏ای است که به دستور خلیفه بدشانس (به خاطر امانت عین تعبیر نقل شده است. و گر نه به عقیده اهل سنت والجماعة حضرت عثمان خلیفه راشد است و مظلومانه به شهادت رسیده است و چه شانسی بالاتر از شهادت وجود دارد) تدوین شده بود. شاید در تمام جهان هیچ کتاب دیگری وجود ندارد که بعد از گذشت دوازده قرن عبارت آن بدون تغییر محفوظ شده باشد. در قرآن اختلاف قرائت نیز تا حد حیرت‏انگیزی اندک می‏باشد، و آن هم به خاطر اعراب و حرکت‏هایی است که خیلی بعد زده شده است.»
“وهیری” [wherry] در تفسیر قرآن مجید می‏نویسد: «از میان تمام صحیفه‏ها قرآن مجید از همه آنها خالص‏تر[Punest] و غیرمحفوظ می‏باشد.»
مترجم  معروف قرآن مجید به زبان انگلیسی آقای “پامر” [Palmer] می‏گوید: «صحیفه‏ای که توسط حضرت عثمان رضی الله عنه ترتیب داده شد از آن زمان تا کنون مورد تأیید و متفق‏علیه است.»
“لین پول” [Lenepoole] می‏گوید: «بزرگترین خوبی قرآن این است که در اصالت آن هیچ گونه شک و تردیدی وجود ندارد، هر حرفی که امروز از آن می‏خوانی با اعتماد کامل می‏توانیم بگوییم که از1300سال قبل همن گونه بوده است.» [به نقل از تفسیر مولانا “عبدالماجد دریابادی” به زبان انگلیسی]
آری! با توجه به همین واقعیت است که اسلام به نبوت جدیدی نیاز ندارد که شکوک و شبهات را از بین ببرد، حق و باطل را مشخص نماید و نقاب از چهره دروغگویان بردارد و نه نیاز به کتاب جدیدی وجود دارد که جایگاه کتب نسخ شده را بگیرد که مورد تحریف واقع شده‏اند. [مأخوذ از النبوة والانبیاء فی ضوء القرآن،ص: 227]


دیدگاههای کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بخوانید